همه چیز از یک لکه شروع شد
باید از جایی شروع میشد. هرچیزی شروعی دارد. لکهای چرب، چرک مرده و پهن شده روی دستگیرهی یخچال، همینطوری
باید از جایی شروع میشد. هرچیزی شروعی دارد. لکهای چرب، چرک مرده و پهن شده روی دستگیرهی یخچال، همینطوری
امروز سه کلاس داشتم. با سه گروه سنی متفاوت. کوچکترها بهتر بودند. با بررسی نقاشی سه رنج سنی متفاوت فکری
رأس ساعت دو و نیم در مؤسسه بودم. اوضاع مؤسسه خوب نبود. چندتایی از بچههای کوچک خراب کاری کرده بودند،
در زندگی هر کسی لحظاتی وجود دارد که از اهمیت بیشتری برخوردارند. لحظاتی که باعث دگرگونی وضعیتی خاص میشوند. اینها
آقا حبیب همیشه تعریف میکرد که در ایام جوانی اوضاع کار و بارش خوب بود. هر پنجشنبه دست زن و
امروز وقتی به کلاس رفتم، متوجه شدم مربیها سرشان شلوغ است. به مناسبت روز کودک، برنامههایشان بیشتر شده بود؛ کارشان