متهم ردیف اول
تمرینی برای هذیان نویسی کتابفروش با کتابی که در دستش بود، نقش زمین شد. عنکبوتی که در کتابفروشی لانه کرده
تمرینی برای هذیان نویسی کتابفروش با کتابی که در دستش بود، نقش زمین شد. عنکبوتی که در کتابفروشی لانه کرده
خواب بد مادر تلفن کرد، گفت برگشتهایم به خانه. دیگر نمیشود چیزی را از او پنهان کرد. تا در سفر
تمرین نوشتن با کلمات کندوکاو، حربه، مسلول، کمابیش، رخنهکردن اصغر عاشق زری شده بود. از همان روزی که اسباب
در ستایش کلمه برداری با جریان واژهها که همراه میشوم، رودواژهها مرا به هرکجا که میخواهند، میکشانند. اینجا مسیر صعبالعبوری
تمرین با کلمات مهارگسسته، واگن، هپروت، بویناک، بیتسلا واگنی که از قطار جدا شده بود، مهارگسسته و با سرعتی سرسامآور
زنی جوان، سراسیمه و با ظاهری ژولیده وارد بانک شد. مشتریان و کارمندان داخل بانک، با دیدن اوضاعش، مشوش شدند.