تلفن نوشتهها
صدای زنگ تلفن میآید. دینگ دینگ دینگ دینگ صدای زنگ تلفن سالها پیش متفاوت بود. همان روزهایی که تازه
صدای زنگ تلفن میآید. دینگ دینگ دینگ دینگ صدای زنگ تلفن سالها پیش متفاوت بود. همان روزهایی که تازه
روی سر در قنادی کلمه سیزایستین را میبینم. سعی میکنم آن را بخوانم. کلمهای که تا کنون به چشمم نخورده
به او گفتم گاهی مسائلی در زندگی ما آدمها پیش میآیند که ارزش این را ندارند که وقتی برای چرایی
دو هفته قبل از سال جدید که برای دیدار آن دو رفته بودیم و گفتند که مجاز به دیدار نیستیم،
از معلّم تا معلّم سال سوم دبیرستان بودم. رئیس آموزش پرورش به مدرسهمان آمد. زنگ مثلثات بود و طبق معمول
زادروز حضرت اشرف پنج شنبه ۱۷ قوس ۱۴۰۱، از صبح الطلوع در تدارکات مراسم زادروز حضرت اشرف بودیم.