لیلا علی قلی زاده

آب‌نبات کشی

اتاقش خالی شده بود. خالی از او. خالی از یادگاری‌های او. جای خالی‌اش روی تخت زیادی به چشم می‌آمد. میز

ادامه مطلب »

متهم ردیف اول

تمرینی برای هذیان نویسی کتاب‌فروش با کتابی که در دستش بود، نقش زمین شد. عنکبوتی که در کتابفروشی لانه کرده

ادامه مطلب »

پاگشای باصفا

خواهرت عروس آورده است. تو به عنوان خواهر بزرگ‌تر باید زودتر از سایرین دعوتش بگیری، ولی برادرت دست پیش می‌گیرد.

ادامه مطلب »