همه چیز از یک لکه شروع شد
باید از جایی شروع میشد. هرچیزی شروعی دارد. لکهای چرب، چرک مرده و پهن شده روی دستگیرهی یخچال، همینطوری
باید از جایی شروع میشد. هرچیزی شروعی دارد. لکهای چرب، چرک مرده و پهن شده روی دستگیرهی یخچال، همینطوری
درست شبیه دلفین به هر بهانهای چنگ میزنم که ننویسم. نوشتن برایم سخت شده است. یکی از دوستان گفته بود
انتخابم برای کلمهی سال ۱۴۰۴، زندگی هدفمند بود. نباید هیچ روزی از زندگی هدر رود. هر گامی بایستی در
همیشه لحظاتی در زندگی وجود دارد که زندگی بر مدار احساس خوب نمیچرخد. یک کلمه، یک جمله یا یک نگاه
در ستایش کلمه برداری با جریان واژهها که همراه میشوم، رودواژهها مرا به هرکجا که میخواهند، میکشانند. اینجا مسیر صعبالعبوری
سیطرهی اندیشهی ما تا کجاست؟ برخی اندیشهشان تا آنسوی کهکشانها میرود. اندیشهی من روی این زمین فانی چمبره زده است.