۳۰ دی ۱۴۰۴- قدرت کلمات
امروز برف آمد. فقط کمی. از آن برفهای دلخوشکنک الکی. مثل تندری سریع. به همان سرعتی که آمده بود، ناپدید
امروز برف آمد. فقط کمی. از آن برفهای دلخوشکنک الکی. مثل تندری سریع. به همان سرعتی که آمده بود، ناپدید
وقتی با زهرا یار شدم و شروع کردیم به نوشتن، دایرهی لغاتمان کم بود. من کمتر. میخواستم به هر
فریاد زد: «آخ.» پشت میز نشسته بودم و به پایان داستانم فکر میکردم. سرم را از پشت پیشخوان آشپزخانه بالا
هیچ چیز سرجایش بند نبود. همهچیز مغشوش و درهم و برهم و در حالهای از ابهام بود. مادر بیحوصله کنار
نگرانیاش را از اوضاع مملکت پنهان کرده بود و به خیالش زن و بچهاش متوجه نبودند که چه رنجی
کلمههای تمرین: وارفتگی، باج گیری، لگدمال، رسا، پر راز و رمز نمیتوانست اجازه بدهد که او را لگدمال کنند. میاندیشید