دوستی با افعال

دوستی با افعال

لازمه نویسنده شدن، نوشتن و تمرین مداوم است؛ اما چه باید بنویسیم؟ کسانی که از روی تفنن می‌نویسند، معمولاً به این پرسش برنمی‌خورند. گاهی چشمه ذوق و قریحه‌شان، جوشان می‌شود و آن‌ها آبی از این چشمه نثار دل خود می‌کنند؛ اما زمانی که دائم در حال نوشتن هستیم، بایستی دایره واژگان خود را بالا ببریم که از ملال نوشتن با کلمات تکراری دوری کنیم. یکی از تمرین‌‌هایی که می‌توان با آن دایره واژگان را بالا برد، دوستی با افعال است. هر بار یک فعل را که کمتر به کار می‌بردیم، برگزینیم و سعی کنیم که متنی در حد چند خط یا یک بند با فعل مذکور بنویسیم. بیشتر بخوانید

قانون تازه چیست؟

قانون تازه چیست؟

در کلاس درس استاد، تلمذ می‌کردیم که به تمرینی رسیدیم در باب قانون‌های هچل هفت خودمان و هر کسی نامی برای قانونش گذاشت و قرار شد که برود و چند سطری در باب این قانون تازه بنویسد. ایضاً ما هم که در روزنامه شنبه، مطلبی به کنایه راجع به شخص خودمان خوانده بودیم و کم مانده بود که دفاعیه‌ای در باب این مطلب و نویسنده کینه جویش بنویسیم، کمی درایت به خرج دادیم و یک هفته دندان به جگر گذاشتیم تا اینکه فهمیدیم می‌توانیم قانونی بنویسیم در همین باب دندان به جگر گذاشتن و بی التفاتی به هر نقل قولی. بیشتر بخوانید

معرفی کتاب بیداری

معرفی کتاب بیداری

معرفی کتاب بیداری

کتاب بیداری رمانی از کیت شوپن است ، که برای اولین بار در سال ۱۸۹۹ منتشر شد. در اواخر قرن نوزدهم در نیواورلئان و سواحل خلیج لوئیزیانا منتشر شد.

نویسنده: کیت شوپن

مترجم: فرزانه دوستی

نشر: بیدگل

بیشتر بخوانید

نامه‌ای به صبا- نامه دوم

نامه‌ای به صبا- نامه دوم

صبا جان می‌خواستم جواب این نامه‌ات را بگذارم برای چند روز بعد؛ اما انصاف نبود بعد از چند بار خواندن و یادداشت برداری از نکات مهمش آن را به روز بعد یا بدتر از آن به چند روز بعد موکول کنم.

بیشتر بخوانید

دمی با خیام

دمی با خیام

دمی با خیام

خیام را با الهه شناختم. الهه دوست دوران دبیرستانم بود، چشم‌های قهوه‌ای درشتش مرا یاد اشرف می‌انداخت. اشرف دوست دوران ابتدایی‌ام بود که مدت‌های مدیدی با هم مبادله کتاب داشتیم. الهه شعر هم می‌گفت. شعر می‌گفت و مرا بیشتر شیفته خودش می‌کرد. علاقه مرا که به شعر دید، خیام را برایم آورد و مدت‌ها خیام، عزیزکرده ما بود تا آنکه از غیر شنیدیم خیام، شعرهایش عرفانی نبوده و در عالم مستی چند بیتی هم شعر سروده بودند که می‌خوریشان را توجیه کنند و خیام را گذاشتیم کنار. بیشتر بخوانید

شخصیت پرستی

شخصیت پرستی

دخترک مشغول حفظ کردن سلام و تشهد نمازش است. معلم کلاس سومش را دوست دارد. می‌خواهد در کلاس درسش بهترین باشد. پدر می‌گوید، ما به جای پرستش خدا، اشخاص را می‌پرستیم. تا وقتی شخصی را دوست داریم، راه و روشش را دنبال می‌کنیم و بعد که آن شخص دلمان را زد به راه دیگری می‌رویم. بیشتر بخوانید

یک هدیه کوچک برای مادربزرگ

یک هدیه کوچک برای مادربزرگ

یک هدیه کوچک برای مادربزرگ

برای مادربزرگ دو جفت جوراب خریده بودیم. سال پیش یک جفت جوراب که از نظر خواهرم اصلاً قشنگ نبود، را در پای ما دیده بودند و خوششان آمده بود و از ما خواسته بودند که برای ایشان هم یک جفت جوراب بخریم و ما که سرمان شلوغ بود، هی پشت گوش انداخته بودیم. نه اینکه پول یک جفت جوراب را نداشته باشیم واقعیت این است که ما اصلاً اهل خرید کردن نیستیم و آن جوراب را هم در تایم بیکاریمان که زود به کلاس درس رسیده بودیم از مغازه بغل دستی کلاس دخترمان خریده بودیم. بیشتر بخوانید

اندر مزایای اینترنت ملی

اندر مزایای اینترنت ملی

دیروز از دست این اینترنت ملی کلی حرص خوردیم. به نظرمان دست‌هایی در کار هستند که هر طور شده ما را به خیابان بکشانند. همین دیروز بود که هوس کتاب جدید به سرمان زد و برای نتراشیدن هزینه برای جناب همسر کتاب‌هایمان را در کیسه ریختیم که ببریم کتابخانه و با کتاب جدید معاوضه کنیم. بیشتر بخوانید

مروری بر تمرین‌های نویسندگی

مروری بر تمرین‌های نویسندگی

مروری بر تمرین‌های نویسندگی

روز سوم از هفته به سراغ تمرین‌های خاک خورده دوره نویسندگی می‌روم. صفحه اول را باز می‌کنم. جمله اول توجم را جلب می‌کند

ارزیابی نابهنگام ایده‌ها ممنوع ” شاهین کلانتری”

این جمله به من گوشزد می‌کند که تمرین‌ها و ایده‌ها را دست کم نگیر. با این اخطار به سراغ تمرین ازدواج واژه‌ها می‌روم. بیشتر بخوانید

دومین روز هفته با کتاب کودک

کتاب مگر لب زیپ دارد

دومین روز هفته با کتاب کودک

برنامه امروز به کتاب کودک اختصاص داشت. کتابی از قفسه کتاب فرزندم برداشتم که قبل‌تر آن را ندیده بودم. کتاب شعری از غلامرضا بکتاش بود. بیشتر بخوانید