تجربه بدون آگاهی به قیمت جان
هنوز یک هفته نشده است از روزی که آن بلا را سر خودشان آوردند. بچههای کلاس هشتم ب را میگویم.
هنوز یک هفته نشده است از روزی که آن بلا را سر خودشان آوردند. بچههای کلاس هشتم ب را میگویم.
مادربزرگ از میانمان رفت. چند ساعت بعد از اتمام ماه صفر. عجیب است، این رفتن را انتظار میکشیدیم و باز
خبرهایی شنیدهای از پایان جنگ. هیچ حسی نداری. نه شادی. نه غم. بیتفاوتی دردناک. فقدان احساس برای یک واقعیت. شاید
تمرین روزانهنویسی با ضمیر دوم شخص چند داستان نیمهکاره روی رایانهات جاخوش کردهاند. دل و دماغ به اتمام رساندنش را
لنگلنگان در مسیر یادگیری زبان روسی پیش میروم. در این راه روشهای گوناگونی را میآزمایم. بعد از تمرکز روی دایرهی
«خودت را به فنا نده» عنوان کتابی است که کنار چند کتاب دیگر میخوانم. چند کتاب برای شناخت آدمهایی که