بدون عشق، آشپزی نکنید.

از وقتی عهدیه نتوانست برای پیاده‌روی صبحگاهی بیاید، با مریم همراه شدم. بعد آن یکی مریم که همسایه‌مان بود، هم به ما پیوست و مریمِ دوست، یک خط در میان نیامد. دیگر مریمِ همسایه همراه همیشگی من در پیاده‌روی‌ها بود.

ادامه مطلب »

چالش‌های نوشتن بی‌وقفه در وبلاگ

بعد از رسیدن به چله‌ی نوشتن، در چالش صد روز نوشتنِ بی‌وقفه در وبلاگ، هیچ مطلبی برای نوشتن نیست. نه اینکه نباشد؛ اما انگار کلمه‌ای برای بیان احساسات وجود ندارد یا شاید واقعه‌ای نیست که بخواهم درباره‌ی آن حرف بزنم.

ادامه مطلب »