مولود تازه

مولود تازه

زیر نور ارسی‌های قدیمی دراز می‌کشم. کتابی در دستم است. اولین صفحه از کتاب مرا به رخوتی شیرین می‌کشاند. کلمات کتاب را با دست‌ودل‌بازی روی صورتم پهن می‌کنم. بوی نای کاغذهای کاهی کتاب با بوی تمیزی مخده درهم می‌پیچد و همچون مخدری مرا به رؤیایی شیرین می‌کشاند. چشم که باز می‌کنم در باغ مسکوب هستم. باغش را به من اجاره می‌دهد به‌شرط آنکه یک روز هم از نوشتن غافل نشوم.

تصویر شاخه‌های تنک درختان و چند برگ پاره‌پاره‌ای که روی شاخه‌ها خودنمایی می‌کنند، پولک پولک روی حوضچه کوچکی می‌افتد که در باغ زیر درخت بی و بار و برگ بید مجنون قرار دارد. آرام پایم را داخل حوضچه می‌گذارم. به خیالم می‌رسد که شنا را خوب آموخته‌ام. قایقی را می‌بینم از دور می‌آید. نمی‌توانم از قایق بالا بروم در آب غرق می‌شوم. مولود تازه‌ای متولد می‌شود. گفت‌وگویی در باغ رخ می‌دهد. همه به پدر و مادر مولود تازه شادباش می‌گویند. به شوق دیدار مولود تازه به روی آب می‌آیم. هنوز زنده‌ام. باید برای دختر بهار زندگی را به ارمغان ببرم.

نوشته شده توسط لیلا علی قلی زاده

نویسنده ی فوری

نویسنده ی فوری

نویسنده ی فوری

به دیالوگ زیر که بین پدر و پسری ردوبدل شده است توجه کنید:

  • دختر فلانی پزشک است. پسر فلانی هم وکیل است؛ اما امان از تو
  • خوب من هم نویسنده هستم؟
  • چرا هنوز یه کتاب منتشر نکردی؟
  • آخه من تازه واردِ حرفه نویسندگی شدم. حالا حالاها باید تلاش کنم.
  • مگه کلاسش رو نگذروندی؟ باید تا حالا نویسنده می‌شدی و یه کتاب چاپ می‌کردی.
  • آخه کلاسش که چند ماه بیشتر نبود. با یه کلاس که نمیشه نویسنده شد.
  • نه بچه جان تو استعداد نویسندگی نداری. بهتره بری سراغ یه کار دیگه.
  • پدر جان ربطی به استعداد نداره باید مهارت کسب کنم. خیلی زمان میبره.
  • نه جانم همین‌که من گفتم اگه استعداد داشتی یک‌روزه هم نویسنده می‌شدی.

بیشتر بخوانید

چگونه در انجام کارها تداوم داشته باشیم؟

چگونه در انجام کارها تداوم داشته باشیم؟

خیلی وقت ها پیش می آید که تصمیم به انجام کاری می گیریم.

مثلا می گوییم:

از فردا ورزش خواهم کرد. یا از فردا پیاده روی خواهم کرد. از فردا کتاب میخوانم و… اما بیشتر بخوانید

یک شب با بهمن- یادداشت روزانه

یک شب با بهمن-یادداشت روزانه ۲۶ اسفند

امروز خیلی به خودم سخت نگرفتم. اصلاً چند روزی هست که به خودم سخت نمی‌گیرم. همین‌که فهرست سبکم رو تا نیمه به اتمام رساندم به دختر گفتم بیا باهم بازی کنیم. دختر آن‌قدر مشغول دیدن تلویزیون بود که خیلی از بازی کردن با من خوشحال نشد. مطمئن بودم اگر می‌خواستم به خودم سخت بگیرم به دامنم آویزان می‌شد و دلش می‌خواست که با او بازی کنم.

بیشتر بخوانید

شکل گیری یگ داستان بعد از انجام تمرین ادامه نویسی

مردی عاشق دختری شد. دختر می داند که مرد عاشق است…

سطر ابتدایی داستان «رمان» از مجموعه داستان«آمریکا وجود ندارد»، پیتر پیکسل

تمرین ادامه نویسی تمرین خوبی برای بسط یک ایده است. ممکن است با انجام این تمرین یک داستان کوتاه شکل بگیرد یا یک داستان بلند، همه این ها به خلاقیت نویسنده بستگی دارد.

بیشتر بخوانید

وابستگی عاطفی مانعی برای رسیدن به اهداف

وابستگی عاطفی مانعی برای رسیدن به اهداف

.

وقتی در مسیر رسیدن به اهدافمان گام برمی‌داریم با جاده‌ای صاف و مستقیم روبرو نیستیم. جاده پیش رویمان جاده‌ای پرپیچ‌وخم و کوهستانی است که حرکت در آن نیازمند این است که مشکلات و موانع را شناخته و بتوانیم از آن‌ها عبور کنیم. برخی از موانع به‌سادگی دیده می‌شوند؛ بنابراین ما سعی می‌کنیم آن‌ها را برطرف کنیم؛ اما موانع دیگری هم هستند که مانند بندهایی نامرئی دست و پای ما را می‌بندند و اجازه عبور به ما نمی‌دهند. وابستگی عاطفی یکی از همین موانع است. گاهی اصلاً متوجه نیستیم که به وابستگی عاطفی دچار هستیم. بااینکه به‌شدت از آن رنج می‌بریم و ضربه‌های بسیاری می‌خوریم؛ اما چون متوجه آن نیستیم، کاری در جهت رفع آن صورت نمی‌دهیم. یکی از موانع رسیدن به اهداف وابستگی عاطفی است؛ اما وابستگی عاطفی چیست و چطور می‌تواند مانع رسیدن به اهداف شود؟ در این مقاله قصد داریم شما را با این مانع آشنا کنیم و راهکارهایی برای غلبه بر این مانع یعنی وابستگی عاطفی به شما ارائه دهیم.

بیشتر بخوانید

اوج هراسی چیست؟

اوج هراسی چیست؟

برای همه ما پیش‌آمده است زمانی که در سربالایی اهدافمان یا خوشبختی پیش می‌رویم و احساس می‌کنیم که قدم‌های درستی برداشته‌ایم. به‌یک‌باره متوقف می‌شویم یا بدتر به پایین سر می‌خوریم. پدیده‌ای که باعث می‌شود ما چنین اتفاقی را تجربه کنیم اوج هراسی نام دارد. در این یادداشت به یکی از بیماری‌های روان‌شناختی که باعث عقب‌ماندگی و بازماندن ما از دنبال کردن اهدافمان است پرداخته می‌شود.

بیشتر بخوانید

چطور عادت دیر خوابیدن را ترک کنیم؟

چطور عادت دیر خوابیدن را ترک کنیم؟

.

در گذشته‌ای نه‌چندان دور شرایط زندگی ایجاب می‌کرد که افراد به‌محض تاریک شدن هوا فعالیت‌های خود را تعطیل می‌کردند و پس از کمی شب‌نشینی به رختخواب می‌رفتند. نتیجه این می‌شد که صبح قبل از طلوع آفتاب از خواب برمی خواستند و به فعالیت‌های خود می‌رسیدند؛ اما ظهور فنّاوری‌های جدید و به وجود آمدن اسباب و وسایل سرگرمی آرام‌آرام الگوی خواب افراد را تغییر داد. افراد تمایل داشتند که تا دیروقت بیدار بمانند. نتیجه این بود که صبح‌ها دیرتر بیدار می‌شدند و اگر مجبور بودند که زود بیدار شوند، دیگر هیچ انرژی برای انجام فعالیت‌هایشان نداشتند. بیشتر بخوانید