تازهترین نوشتههایم را اینجا بخوانید
اعتراف
کوکو بیوقفه میخواند. به محض بیدار شدن هستی، شروع به خواندن میکند. توجه میطلبد یا با نغمهی زیبای زندگی که در وجود هستی جاریست، اشتیاق
افکار هر کس سرنوشت او را میسازد
مادر هر هفته یا دو هفته یکبار میرود خانهی مادربزرگ. خانهی مادربزرگ محل تجدید دیدار با قوم و خویش است. اگر بتوانم من هم میروم،
۳۰ دی ۱۴۰۴- قدرت کلمات
امروز برف آمد. فقط کمی. از آن برفهای دلخوشکنک الکی. مثل تندری سریع. به همان سرعتی که آمده بود، ناپدید شد. دنداندرد هم بود. درست
چهرهی پشت نقاب
همیشه تلاش میکردم که بیآزار باشم. دردسری برای کسی نداشته باشم. مشکلاتم را تا جایی که در توانم بود، خودم حل میکردم و خلاصه اینکه
همه چیز از یک لکه شروع شد
باید از جایی شروع میشد. هرچیزی شروعی دارد. لکهای چرب، چرک مرده و پهن شده روی دستگیرهی یخچال، همینطوری به وجود نیامده است. یک
جزء از کل نوشتهی استیو تولتز
تفاوت در ترجمههای مختلف یک اثر 📚جزء از کل اثر استیو تولتز به پیشنهاد دوست همنویسم میرویم سراغ باهمخوانی کتاب فوق👆 طاقچه در دسترسترین کتابخانه.
آخرین دیدگاهها