سایه‌ها

سایه‌ها

پانزده ساله‌ای زیبا با موهایی افشان روی تراس خانه شان نشسته بود. چند کتاب روی زمین بود. ۱۹۸۴، ژرمینال، قلعه حیوانات، سرخ و سیاه، سال بلوا، سمفونی مردگان و جنون نوشتن و یک فنجان قهوه اسپرسو. بیشتر بخوانید