اندر احوالات من

اندر احوالات من درود بر زهرا خاتون دوست گرامی و هم مسلکمان گفته بودید که شرحی از احوالاتمان برایتان بنویسیم. این چند روز حوصله شرح حال نویسی نداشتیم و سرمان به کارهای دیگری گرم بود؛ اما امروز بالاخره قسمت شد

ادامه مطلب »

تمرینی برای مونولوگ نویسی یا تک گویی

تمرینی برای مونولوگ نویسی یا تک گویی مغرور مغرور هستی درست؛ اما این غرورت به درد من نمی‌خورد. من این غرور تو را دوست ندارم.  راستش را بخواهی من از همه آدم‌های مغرور بیزارم. آدم‌های مغرور طوری راه می‌روند و

ادامه مطلب »

نامه ای به سمانه

سمانه عزیزتر از جانم تو با این نامه که دل من رو ریش کردی. ببین من که نمی خواستم همینجوری بزارم و برم. تو خودت هیچ جوره با دل من راه نیومدی. تو میگی ما مال همیم. قبول. منم فکر

ادامه مطلب »

نامه‌ای به صبا- نامه دوم

نامه‌ای به صبا- نامه دوم صبا جان می‌خواستم جواب این نامه‌ات را بگذارم برای چند روز بعد؛ اما انصاف نبود بعد از چند بار خواندن و یادداشت برداری از نکات مهمش آن را به روز بعد یا بدتر از آن

ادامه مطلب »

قرار آخر

قرار آخر تمرین کلمه برداری با خود عهد بسته بودم تا وقت مقرر، تا همان روز موعود به سراغش نروم؛ اما دل از قوانین عقل پیروی نمی‌کند. گاه و بی‌گاه به سراغ وعده‌گاه می‌رود.

ادامه مطلب »

نامه‌ای به صبا

نامه‌ای به صبا صبای نازنینم ازمن خواسته بودی که برایت بنویسم. چه خوشبختم که با چون تویی آشنا شدم.  تویی که قرار نداری تا معانی را بیابی. تویی که بر خلاف دیگر همسالانت نیستی و اصولاً دغدغه مندی و دغدغه

ادامه مطلب »