آرس خدای جنگ و خونریزی

آرس خدای جنگ و خونریزی

آرس خدای جنگ و خونریزی

آرس زره پوش وارد میدان نبرد می‌شود و با شور و شعف به جنگاوری می‌پردازد. او برای دستیابی به هدف و آرمانی اصیل جنگ نمی‌کند. بلکه عطشی شدید برای خونریزی دارد. هر چیز کوچکی می‌تواند او را برآشفته کند تا به جای ذهن خود، قدرت فیزیکی خود را به کار بندد. بیشتر بخوانید

اولین آشنایی من با نادر ابراهیمی

ابن مشغله نادر ابراهیمی

اولین آشنایی من با نادر ابراهیمی 

نادر ابراهیمی را از کتاب چهل نامه کوتاه به همسرم اسماً می‌شناختم. با این که این کتاب این همه اسم و رسم پیدا کرده بود و بیشتر دوستانم آن را خوانده بودند؛ اما من اصلاً حوصله خواندن نامه را نداشتم و به سراغش نرفته بودم که اتفاقاً یک بار همسرم هم گفته بود که این کتاب را خوانده‌ای و من با افتخار گفته بودم نه و اصلاً در پی‌اش هم نبودم. بیشتر بخوانید

اندر فواید دوری از فضای مجازی

اندر فواید دوری از فضای مجازی

بالاجبار از جور زمانه، مدتی از فضای مجازی دور افتاده‌ایم.(ظاهراً این بخت و اقبال بیش از سایرین نصیب بنده شده است و مابقی دوستان به طرق مختلف به فضای مجازی دسترسی دارند.)

اینستاگرام، واتساپ و تلگرام ممنوع شده است. تا ما باشیم که شطنت نکنیم و پشت سر همان‌هایی که حواسشان به همه چیز و همه جا هست، حرف در نیاوریم و سرمان به کار خودمان باشد. بیشتر بخوانید

نقش ما در مرگ مهسا امینی

نقش ما در مرگ مهسا امینی

این روزها جامعه ایران در شوک حادثه ای که برای دختری جوان رخ داد، آشوب زده است. خشم و نارضایتی جمعی باعث شده است که غباری از غم بر تمام خانه‌های این شهر بنشیند. این حادثه و حواشی بعد از آن همه را عصبی کرده است. موج آنفالو کردن در فضای اینستاگرام و توهین به یکدیگر هم رونق یافته است. موضوع دیگر مهسا امینی نیست. بیشتر بخوانید

در اهمیت یادداشت‌های روزانه

در اهمیت یادداشت‌های روزانه

در شبی که گذشت، تردیدی به گلویم چنگ انداخته بود. نفسم را بریده بود. به وقت بازی آب و رنگ آنجا که رنگ‌ها می‌توانستند مایه تسلی خاطرم باشند، به خود گفتم: «این یادداشت‌ها به چه کارت می‌آیند. شاید تو باید خودت را در رنگ ها غرق کنی و زندگیت را با رنگ‌ها پیوند بدهی. آیا نوشتن این یادداشت ها تو را به مقصود می‌رساند؟» بیشتر بخوانید

بازیابی حس نیرومندی در مسیر راه هنرمند

بازیابی حس نیرومندی در مسیر راه هنرمند

مسئله ای که در این بخش ار کتاب به آن پرداخته شده بود عدم نا آگاهی سیستم آموزشی و نحوه برخورد افراد با هنرمندان نوپا بود. آ‌ن‌ها چنان منتقدانه به کارهای اولیه دانش جویان و هنرآموزان نگاه می‌کنند که او را از انجام کار هنری منصرف می‌کنند. بیشتر بخوانید

۴۵ کهن الگوی شخصیت- قسمت نهم- هستیا

۴۵ کهن الگوی شخصیت- قسمت نهم- هستیا

۴۵ کهن الگوی شخصیت- قسمت نهم- هستیا

در افسانه‌های یونان باستان آمده است که این ایزدبانو، مسئول نگه داشتن آتش بوده است.  آتش مقدس، وسیله‌ای برای گرم نگه داشتن خانه و پخت و پز بوده است. این ایزد بانو با نگهداری و حفاظت از آتش به بقای خانواده هم کمک می‌کرد. بیشتر بخوانید

گوش سپردن

گوش سپردن

گوش سپردن

چندی پیش در یکی از لایوهای صبحگاهی استاد نویسندگی‌ام، یکی از دوستان سؤالی را مطرح کرد که استاد در پاسخ به سؤال ایشان گفتند:«این سؤال به خاطر این است که خوب گوش نمی‌دهید.» بیشتر بخوانید

۴۵کهن الگوی شخصیت- قسمت هفتم- هرا

۴۵کهن الگوی شخصیت- قسمت هفتم- هرا

هرا ایزدبانوی قدرتمند باروری و نکاح است. این ایزدبانو یکی از قدرتمندترین ایزدبانوهای المپ نشین می‌باشد. در ادبیات در دو شکل بانوی گیس سفید و زن تحقیر شده از این نماد در شخصیت پردازی داستانی استفاده می‌شود.

در این بخش به هر دو شکل این شخصیت پرداخته می‌شود. بیشتر بخوانید

بازی با افکار

بازی با افکار

بازی با افکار

جهان همانند آینه‌ای است که بازتابش درون تو را نشان می‌دهد. “مرضیه فربد”

همیشه از چیزهایی که نمی‌خواهم گله و شکایت می‌کنم. همیشه  به خودم میگم نمی‌دونم چرا اینجوری میشه. چرا دقیقاً وقتی نمی‌خوام تلفن زنگ بخوره، صداش می‌پیچه تو مغزم، چرا با وجود این همه تلاش به نتیجه نمی‌رسم.

دیشب قبل خواب به تمام این‌ها فکر می‌کردم و دلم می‌خواست راه حلی براشون پیدا کنم. صبح به محض بیدار شدن بعد از نوشتن صفحات صبحگاهی، کتاب بازی با افکار رو برداشتم و شروع به خواندنش کردم. سطر به سطر کتاب پاسخ تمام سؤالاتی بود که روز قبل تمام ذهنم را به خود مشغول کرده بود.

فرکانس در زندگی

فرکانس در زندگی به معنای مدت زمانی است که به چیزی توجه نشان می‌دهیم. میزان توجه ما به یک چیز، کیفیت آن چیز را در زندگی ما نشان می‌دهد.

خواه به خواسته‌ها توجه کنیم یا نخواسته‌ها، میزان توجه ما به آن چیز است که کیفیت آن چیز را در زندگی ما نشان می‌دهد. اگر تمام توجه ما به جای رسیدن به خواسته‌ها به ناخواسته‌ها باشد، همان ‌ها را در زندگی دریافت می‌کنیم.

مدتی بود که تمام توجه و تمرکزم روی کمبود عشق و محبت بود، فکر می‌کردم آن طوری که باید از اطرافیانم عشق دریافت نمی‌کنم؛ اما این مسئله اشتباه بود. این من بودم که با توجه به چیزهایی که نمی‌خواستم، آن‌ها را در ذهنم پرورانده بودم و بزرگ کرده بودم و از چیزی واهی و غیر واقعی، عاملی بیرونی ساخته بودم. من افکارم را عینیت بخشیده بودم.

با خواندن کتاب بازی با افکار از مرضیه فربد نویسنده نازنینی که وجودشان یکپارچه عشق بود، فهمیدم که ما هر روز صبح به محض بیدار شدن به یک پالاینده ذهنی نیاز داریم. بایستی افکار منفی را دور بریزم و به جای توجه به ناخواسته‌ها به خواسته‌ها توجه کنیم. بایستی هر روز صبح به محض بیدار شدن بنویسیم که می‌خواهیم چه اتفاقات خوشایندی برایمان رقم بخورد. در تمام زمینه‌ها، مالی، کاری، سلامت و روابط. به جای اینکه نگران باشیم بایستی با پیش بینی‌های خوب و موفقیت آمیز، پیشاپیش روز خوبی را برای خودمان خلق کنیم و شب هنگام پیش از خواب، به ارزیابی خودمان بپردازیم. از واکاوی ذهنمان نترسیم. واکاوی ذهنمان باعث می‌شود که ببینیم توجهمان بر چه چیزهایی است. اگر توجهمان به ناخواسته‌هاست، آن‌ها را از بین ببریم.

زندگی بازی است که اگر قوانینش را بلد نباشیم، همواره بازنده خواهیم بود. مرضیه نازنین با نگاه به قرآن در کتابش این بازی را به ما می‌آموزد. همان طور که در بازی از فرایند بازی لذت می‌بریم. در زندگی هم باید از مسیر لذت ببریم و بی توجه به نتیجه یاد بگیریم که چطور بازیکن بهتری باشیم.

فهمیده‌ام هرچه بیشتر از ناخواسته‌ها حرف بزنیم به عینیت بخشیدن آن‌ها، بیشتر دامن زده‌ایم.

قدرت انسان در دگرگونی زندگی

ما این قدرت را داریم که با ارتعاش‌های مثبت خود، زندگی مان را آن طور که می‌خواهیم برنامه ریزی کنیم.  حتی این قدرت را داریم که با ارتعاش و فرکانس مثبت روی زندگی دیگران هم تأثیر بگذاریم.

حضرت فاطمه همیشه قبل از اینکه برای خودشان دعا کنند، برای دیگران دعا می‌کردند. دعا یعنی درخواست خیر و نیکی برای دیگران، این مسئله نشان می‌دهد که خواسته‌های مثبت ما برای دیگران برای آن‎‌ها مفید است.

چندی پیش پشت با خودم به آموزشگاه موسیقی کاغذ و قلم برده بودم. دخترم به کلاس رفته بود و قرار بر این بود که تعدادی آهنگ را برای استادش بزند. قبل از نواختن او به صورت ناخودآگاه نوشتم که او همه آهنگ‌ها را به درستی می‌نوازد و استاد از او راضی خواهد بود. این جملات را بارها نوشتم. کلاس که تمام شد دخترم با لب خندان بیرون آمد. متوجه شدم که در دفعات قبل من نگران بودم که او از پس کلاسش برنیاد و دقیقاً همین می‌شد. من به جای تمرکز بر انچه که می‌خواستم، به آنچه که نمی‌خواستم، توجه کرده بودم و همین عامل باعث شده بود که آن را جذب کنم.

سخن آخر

در پایان به همه دوستانی که این مطلب را می‌خوانند توصیه می‌کنم که این کتاب را بخوانند. این کتاب به زبانی ساده و روان نوشته شده است و حقیقتاً از وجود پر مهر نویسنده نشأت گرفته است. و حقیقتاً نوشته‌ای که از دل بر آید لاجرم بر دل نشیند.