۴۵ کهن الگوی شخصیت- قسمت نهم- هستیا

۴۵ کهن الگوی شخصیت- قسمت نهم- هستیا

۴۵ کهن الگوی شخصیت- قسمت نهم- هستیا

در افسانه‌های یونان باستان آمده است که این ایزدبانو، مسئول نگه داشتن آتش بوده است.  آتش مقدس، وسیله‌ای برای گرم نگه داشتن خانه و پخت و پز بوده است. این ایزد بانو با نگهداری و حفاظت از آتش به بقای خانواده هم کمک می‌کرد. بیشتر بخوانید

گوش سپردن

گوش سپردن

گوش سپردن

چندی پیش در یکی از لایوهای صبحگاهی استاد نویسندگی‌ام، یکی از دوستان سؤالی را مطرح کرد که استاد در پاسخ به سؤال ایشان گفتند:«این سؤال به خاطر این است که خوب گوش نمی‌دهید.» بیشتر بخوانید

۴۵کهن الگوی شخصیت- قسمت هفتم- هرا

۴۵کهن الگوی شخصیت- قسمت هفتم- هرا

هرا ایزدبانوی قدرتمند باروری و نکاح است. این ایزدبانو یکی از قدرتمندترین ایزدبانوهای المپ نشین می‌باشد. در ادبیات در دو شکل بانوی گیس سفید و زن تحقیر شده از این نماد در شخصیت پردازی داستانی استفاده می‌شود.

در این بخش به هر دو شکل این شخصیت پرداخته می‌شود. بیشتر بخوانید

بازی با افکار

بازی با افکار

بازی با افکار

جهان همانند آینه‌ای است که بازتابش درون تو را نشان می‌دهد. “مرضیه فربد”

همیشه از چیزهایی که نمی‌خواهم گله و شکایت می‌کنم. همیشه  به خودم میگم نمی‌دونم چرا اینجوری میشه. چرا دقیقاً وقتی نمی‌خوام تلفن زنگ بخوره، صداش می‌پیچه تو مغزم، چرا با وجود این همه تلاش به نتیجه نمی‌رسم.

دیشب قبل خواب به تمام این‌ها فکر می‌کردم و دلم می‌خواست راه حلی براشون پیدا کنم. صبح به محض بیدار شدن بعد از نوشتن صفحات صبحگاهی، کتاب بازی با افکار رو برداشتم و شروع به خواندنش کردم. سطر به سطر کتاب پاسخ تمام سؤالاتی بود که روز قبل تمام ذهنم را به خود مشغول کرده بود.

فرکانس در زندگی

فرکانس در زندگی به معنای مدت زمانی است که به چیزی توجه نشان می‌دهیم. میزان توجه ما به یک چیز، کیفیت آن چیز را در زندگی ما نشان می‌دهد.

خواه به خواسته‌ها توجه کنیم یا نخواسته‌ها، میزان توجه ما به آن چیز است که کیفیت آن چیز را در زندگی ما نشان می‌دهد. اگر تمام توجه ما به جای رسیدن به خواسته‌ها به ناخواسته‌ها باشد، همان ‌ها را در زندگی دریافت می‌کنیم.

مدتی بود که تمام توجه و تمرکزم روی کمبود عشق و محبت بود، فکر می‌کردم آن طوری که باید از اطرافیانم عشق دریافت نمی‌کنم؛ اما این مسئله اشتباه بود. این من بودم که با توجه به چیزهایی که نمی‌خواستم، آن‌ها را در ذهنم پرورانده بودم و بزرگ کرده بودم و از چیزی واهی و غیر واقعی، عاملی بیرونی ساخته بودم. من افکارم را عینیت بخشیده بودم.

با خواندن کتاب بازی با افکار از مرضیه فربد نویسنده نازنینی که وجودشان یکپارچه عشق بود، فهمیدم که ما هر روز صبح به محض بیدار شدن به یک پالاینده ذهنی نیاز داریم. بایستی افکار منفی را دور بریزم و به جای توجه به ناخواسته‌ها به خواسته‌ها توجه کنیم. بایستی هر روز صبح به محض بیدار شدن بنویسیم که می‌خواهیم چه اتفاقات خوشایندی برایمان رقم بخورد. در تمام زمینه‌ها، مالی، کاری، سلامت و روابط. به جای اینکه نگران باشیم بایستی با پیش بینی‌های خوب و موفقیت آمیز، پیشاپیش روز خوبی را برای خودمان خلق کنیم و شب هنگام پیش از خواب، به ارزیابی خودمان بپردازیم. از واکاوی ذهنمان نترسیم. واکاوی ذهنمان باعث می‌شود که ببینیم توجهمان بر چه چیزهایی است. اگر توجهمان به ناخواسته‌هاست، آن‌ها را از بین ببریم.

زندگی بازی است که اگر قوانینش را بلد نباشیم، همواره بازنده خواهیم بود. مرضیه نازنین با نگاه به قرآن در کتابش این بازی را به ما می‌آموزد. همان طور که در بازی از فرایند بازی لذت می‌بریم. در زندگی هم باید از مسیر لذت ببریم و بی توجه به نتیجه یاد بگیریم که چطور بازیکن بهتری باشیم.

فهمیده‌ام هرچه بیشتر از ناخواسته‌ها حرف بزنیم به عینیت بخشیدن آن‌ها، بیشتر دامن زده‌ایم.

قدرت انسان در دگرگونی زندگی

ما این قدرت را داریم که با ارتعاش‌های مثبت خود، زندگی مان را آن طور که می‌خواهیم برنامه ریزی کنیم.  حتی این قدرت را داریم که با ارتعاش و فرکانس مثبت روی زندگی دیگران هم تأثیر بگذاریم.

حضرت فاطمه همیشه قبل از اینکه برای خودشان دعا کنند، برای دیگران دعا می‌کردند. دعا یعنی درخواست خیر و نیکی برای دیگران، این مسئله نشان می‌دهد که خواسته‌های مثبت ما برای دیگران برای آن‎‌ها مفید است.

چندی پیش پشت با خودم به آموزشگاه موسیقی کاغذ و قلم برده بودم. دخترم به کلاس رفته بود و قرار بر این بود که تعدادی آهنگ را برای استادش بزند. قبل از نواختن او به صورت ناخودآگاه نوشتم که او همه آهنگ‌ها را به درستی می‌نوازد و استاد از او راضی خواهد بود. این جملات را بارها نوشتم. کلاس که تمام شد دخترم با لب خندان بیرون آمد. متوجه شدم که در دفعات قبل من نگران بودم که او از پس کلاسش برنیاد و دقیقاً همین می‌شد. من به جای تمرکز بر انچه که می‌خواستم، به آنچه که نمی‌خواستم، توجه کرده بودم و همین عامل باعث شده بود که آن را جذب کنم.

سخن آخر

در پایان به همه دوستانی که این مطلب را می‌خوانند توصیه می‌کنم که این کتاب را بخوانند. این کتاب به زبانی ساده و روان نوشته شده است و حقیقتاً از وجود پر مهر نویسنده نشأت گرفته است. و حقیقتاً نوشته‌ای که از دل بر آید لاجرم بر دل نشیند.

از یوغ گذشته رها شوید

از یوغ گذشته رها شوید

عاملی که باعث می‌شود مدام در گذشته بمانیم و مکرر درباره اتفاق‌های گذشته صحبت کنیم، اشتباهات است. چه خودمان مرتکب شده باشیم چه اشتباهاتی که دیگران انجام داده‌ و باعث دلخوری ما شده‌ باشند. بیشتر بخوانید

سومین روزی هیچ محتوایی منتشر نشد.

سومین روزی هیچ محتوایی منتشر نشد

امروز سومین روز می‌شه که بی خیال مقاله نویسی شدم. نه این که بخوام به طور کامل از مقاله نویسی دست بردارم؛ اما محتوایی که قابل  انتشار باشه پیدا نکردم. عوضش تا دلتون بخواد روزانه نویسی داشتم و جسته و گریخته داستانک نوشتم و کتاب هام رو حاشیه نویسی کردم. الان تا ته چاه رفتم و به بی آبی رسیدم. حالا وقتشه که دست از نوشتن و خالی کردن چاه بردارم و شروع کنم با مطالعه مستمر و تحقیق و تفحص چاه رو پر کنم.  قبل از هزچیزی باید کلی سؤال طرح کنم و سعی کنم بهشون جواب بدم تا بفهمم که دقیقاً چی می‌خوام و قراره چه جوری با نوشتن تبدیل بشم به یک آدم مؤثر  و مفید برای خودم، خانواده ام و جامعه‌ام.

نوشته شده توسط لیلا علی قلی زاده

هنرمند درونتان را چون کودکی دوست بدارید

بازیابی فراوانی

هنرمند درونتان را چون کودکی دوست بدارید

قبل از به دنیا آمدن دخترک برایش چیزهای کوچکی می‌خریدم. هر جا که وسیله‌ای زیبا توجهم را به خودش جلب می‌کرد، آن را می‌خریدم. مهم نبود که آن وسیله چقدر گران باشد، تمام حقوقم را برای خرید آن می‌دادم. بعد از به دنیا آمدنش هم همینطور بودم. تا مدتی از این وضعیت لذت می‌بردم. او را حسابی نازپرورده کرده بودم و به ظاهر از این کار لذت می‌بردم. به بهانه مراقبت و نگهداری از او، خودم را از کاری که دوست داشتم، محروم کرده بودم. وقتی نیمه شبی از شدت خستگی بی‌خواب شده بودم و به سراغ وبلاگ خوانی رفته بودم، احساس کردم که چقدر از خودم دور افتادم و نیاز دارم برای کودک درونم کاری انجام دهم. روز بعد یک جعبه مداد رنگی تازه خریدم و شروع کردم به نقاشی، ساعت هایی از روز را دخترک را پیش مادرم می‌گذاشتم و به وقت گذرانی با دوستانم مشغول می‌شدم. کاری که در ابتدا با احساس عذاب وجدان همراه بود؛ اما بعدها فهمیدم برای اینکه مادر بهتری باشم لازم است که به خودم هم بپردازم. بیشتر بخوانید

مانع اصلی خلاقیت چیست؟

مانع اصلی خلاقیت چیست؟

مانع اصلی خلاقیت چیست؟

وقتی خلاقیتمان با مانع روبرو می‌شود، تقصیر را به گردن بی پولی خود می اندازیم یا بدتر از آن تقصیر دیگران، دیگران را مانعی بر سر راه خلاقیت خود می دانیم غافل از اینکه مانع اصلی خلاقیت، احساس فشار، تگنا و ناتوانی است. مراقبت از خویشتن خلاقیت را به ارمغان می آورد. بیشتر بخوانید

تردیدهای یک نویسنده

تردیدهای یک نویسنده

تردیدهای یک نویسنده

غالباً زمانی که می‌خواهم راجع به مطلبی بنویسم، دچار تردید می‌شوم که آیا این مطلب به حدی مهم اهست که بخواهم درباره آن بنویسم؟ یا اینکه آیا نوشته‌ من، چیزی بر آن مطلب اضافه می‌کند یا به نوعی باعث فهم بیشتر آن می‌شود؟ آیا نوشته من تکرار و اضافه گویی نیست؟ بیشتر بخوانید

کهن الگوی شخصیت- قسمت ششم- دمتر

دمتر

کهن الگوی شخصیت- قسمت ششم- دمتر

دمتر یکی از دوازده ایزدبانوی المپ نشین یونان است که در افسانه‌ها و داستان‌های اساطیری به الهه باروری و حاصلخیزی شهرت دارد. زمانی که هادس عاشق دختر او پرسفونه می‌شود و او را با خود به جهان زیرین می‌برد، این الهه تمام تلاش خود را می‌کند تا او را دوباره نزد خود بازگرداند. بالاخره هادس راضی می‌شود که چند ماه از سال اجازه بازگشت به پرسفونه را بدهد. در هنگام بازگشت پرسفونه به زمین، نور امید در دل دمتر روشن شده و زمین حاصلخیز می‌شود. تنها در فصل زمستان  است که پرسفونه به جهان زیرین می‌رود و دوباره زمین حاصلخیزی‌اش را از دست می‌دهد. بیشتر بخوانید