لیلا علی قلی زاده

تجربه بدون آگاهی به قیمت جان

هنوز یک هفته نشده است از روزی که آن بلا را سر خودشان آوردند. بچه‌های کلاس هشتم ب را می‌گویم. یک گروه چهار نفری تصمیم گرفته بودند وارد عوالم بزرگ‌سالی شوند و چیزی را تجربه کنند که در کشور ما ممنوع است. هر ساله به خاطر این ممنوعیت، خیلی‌ها جان خودشان را از دست می‌دهند. خیلی‌ها هم علیل و ناتوان وبال گردن خانواده می‌شوند. ممنوعیتی که به عقیده‌ی من باید راجع به آن در مدارس آموزش لازم و کافی داده شود، نه اینکه چون اسلام آن را حرام کرده است، کلاً انکار شود. باید واقعیت را پذیرفت. خیلی‌ها کاری به دستورات دین اسلام ندارند. امروزه طوری اسلام را معرفی کرده‌اند که هر کسی برود سراغ عمل به دستورات دین اسلام، صرفاً برای اعتقاداتش، متحجر شناخته می‌شود. مثلاً دانش‌آموزی یواشکی کمی مشروب از جایی گیر بیاورد و برای امتحان هم که شده بنوشد و به دوست دیگرش تعارف کند و آن یکی هم بگوید چون اسلام گفته من نمی‌نوشم و بعد شلیک خنده از سوی آن دوست و دیگر دوستانش. بچه‌ها نمی‌توانند این را بپذیرند. باید همه چیز به صورت علمی به آن‌ها آموزش داده شود. متاسفانه این ممنوعیت باعث شده که عده‌ای سودجو تنها برای منفعت شخصی دست به تولید مشروبات الکلی بزنند و برای اینکه کمی برایشان ارزان‌تر تمام شود، به جزئیات آن توجه نکنند. نوشیدن الکل صنعتی که همان الکل چوب است، باعث نابینایی و در موارد شدیدتر حتی باعث مرگ می‌شود. اگر تکه‌ای چوپ در فرایند ساخت شراب، وارد مشروب شود، آن را تبدیل به الکل صنعتی می‌کند. چوب همان دم کشمکش یا انگور است. اغلب به این جزئیات به خاطر نداشتن آگاهی توجه نمی‌شود. من هم نمی‌دانستم. از کجا می‌خواستم بدانم؟ وقتی حتی یک‌بار هم مشروب را ندیده‌ام. یا اصلاً بر فرض هم که دیده باشم و لبی هم تر کرده باشم، چرا باید به جزئیات آن علاقه‌مند باشم؟ وقتی فهمیدم بچه‌های کلاس هشتم ب خودشان را به چه دردسری انداخته‌اند و پایشان به بیمارستان کشیده شده است و هنوز از کما بیرون نیامده‌اند، فکر کردم که باید همه بدانند و این آموزش در مدارس اجباری شود. نمی‌شود بچه‌ها را از چیزی بدون آگاهی منع کرد به صرف اینکه در دین ما حرام است. افعال دیگری هم حرام است و از همه سر می‌زند. مثلاً تهمت و غیبت و دروغ. مگر این‌ها گناهان کبیره نیستند، پس چرا بزرگ و کوچک بدون فکر آن‌ها را به کار می‌گیرند؟ تنها شراب‌خواری را باید ترک کرد؟ البته که نمی‌خواهم قیاس مع‌الفارق بکنم و می‌دانم که افعالی که در سطور بالا ذکر شد، چه زیان‌هایی به خود فرد و جامعه وارد می‌کنند و باید در مورد مضرات همه‌ی این افعال آگاهی داشته باشیم، ولی این یکی نتیجه‌‌اش چنان وخیم بود که چند خانواده را گرفتار کرده است. مدرسه به جای آموزش دستور عجیبی صادر کرده است. بچه‌ها حق ندارند از خانه هیچ‌گونه بطری با خودشان به مدرسه بیاورند. نه آب و نه هیچ نوشیدنی دیگر. اصلاً هم مهم نیست که بچه‌ها چند ساعت در روز در مدرسه هستند و کلیه‌هایشان برای درست کار کردن به آب نیاز دارد. حالا هم که عده‌ای اعتراض کرده‌اند، برای مادرانشان جلسه‌ای ترتیب داده‌اند که مادرها بچه‌ها را مجاب کنند برای همکاری. حالا این سوال پیش می‌آید که نمی‌شد از همان اول به بچه‌ها آگاهی داد؟ نوجوان است و دلش تجربه می‌خواهد. در چند فیلم دیده است که چطور بازیگران بعد از نوشیدن سرخوشانه همه چیز را فراموش می‌کنند. شاید حتی خماری و سر درد بعدش را هم در همان فیلم دیده باشد، ولی خودش که به آن مبتلا نشده است. پس صرفاً برای تجربه می‌رود به سوی جنسی که گیر نمی‌آید و باید از طریق قاچاق به دستش برسد و نتیجه‌اش می‌شود ضایعه‌ای جبران‌ناپذیر.

به امید روزی که جامعه‌ی ما بپذیرد که تنها از دریچه‌ی آگاهی می‌توان امری را در جامعه به صورت قانون در آورد.

نوشته شده توسط لیلا علی‌قلی‌زاده

لیلا علی قلی زاده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.