دیروز به واژهی نظم فکر میکردم. اینکه باید در زندگیام نظم بیشتری جاری باشد، ولی به بینظمی و سر منشا آن توجه نکرده بودم. همهی ما عاشق نظم هستیم، عامدانه بینظمی را انتخاب نمیکنیم، ولی در نهایت روزهایی هست که بینظمی از سر و کولمان بالا میرود. خواستن نظم و ماندن در نظمی پایدار، نیازمند تعهدی است به مراقبت و توجه از خود. وقتی به دلیل شب بیداریها یا بیتوجهی به سلامتی، خستگی رویمان چمبره میزند، دیگر خبری از آن نظم همیشگی نیست. خواهرم میگوید روزهایی که بیمار میشود، خانهاش به هم میریزد و هیچکسی عهدهدار آن نظم همیشگی نیست. علاوه بر بیماری، عدم پذیرش آن بینظمی مقطعی هم او را از پای در میآورد. گاهی کمبود جا، عدم تخصیص یک فضا به وسیلهای مشخص بینظمی میآورد. وقتی وسیلهای در خانه هست که جایی برای آن از قبل تعبیه نشده است، فکر کردن به تخصیص جا برای آن پروسهای زمانبر است. فرسایندهی انرژی است. ذهنی که اصرار به نظم داشته باشد، به هر فلاکتی که شده، برای آن جایی مییابد. حتی اگر جایی مناسب نباشد، ولی بعد از مدتی، آن را رها میکند. ذهنی که کمی سهلگیرتر است، میپذیرد که آن وسیله اضافی است هرچند ضروری. تلاش نمیکند برای وسیلهای که هر روز به کارش میآید، جایی در کنج پستوهای خانه بیابد، آن را جایی جلوی چشم میگذارد و به مرور همهی لوازم ضروری در معرض دیدش قرار میگیرند. خودش همه چیز را به راحتی مییابد و در این بینظمی، نظمی نوین میآفریند. از دید ناظر بیرونی او بینظم و شلخته است. از دید خودش راحت است و به اندازهی کافی هم نظم دارد. من به واژهی نظم فکر میکردم، منتها نه نظمی که تنها به جابجایی و تمیزکاری خانه اختصاص داشته باشد. من به نظمی در امور اساسی فکر میکردم. نظم داشتن در رسیدن به هدف. نظم در انجام برنامههای ضروری. به عنوان مثال دیروز دو دید و بازدید داشتم که زمان زیادی را از من گرفت. شب هم خوب نخوابیده بودم. باید ناهار و شام هم آماده میکردم. تمام اینها باعث میشد که انرژی برای کارهای ضروریام نداشته باشم، ولی از آنجا که به واژهی نظم فکر میکردم با وجود خستگی بسیار بیدار ماندم و گزارش نیکم را نوشتم. گزارشی که به عقیدهی من نوشتنش مزایای بسیار دارد. تنها سه روز است که این گزارش را مینویسم و میبینم در همین سه روز ایدههایی در سرم پدیدار شده است. حتی روی برخی از رفتارهایم هم تاثیر گذاشته است. حتی واژهی نظم هم از دل همین گزارشها جوانه زده است. امیدوارم شما هم فرصتی بیابید و به جمع گزارشنویسان نیک بپیوندید.
نوشته شده توسط لیلا علیقلیزاده