لیلا علی قلی زاده

چرا بیشتر مردم ترجیح می‌دهند از مرداب دیدن کنند تا از اقوام؟

اولین جلسه کمپ ایده‌پزی امروز برگزار شد.

امروز یکی از پر انرژی‌ترین صبح‌های زندگی‌ام بود

یک موسیقی فوق‌العاده قبل و بعد کلاس پخش شد که در تایم آخر کلاس، در حین پخش موسیقی ایده‌هایم را در دیگ ریخته و با انواع ادویه‌ها پختم.

یکی از ایده‌ها نوشتن درباره یک جمله بود. استاد تعدادی جمله خواند. یکی را به دلخواه انتخاب کردم. جمله‌ای که صبح زود به وقت پیاده‌روی درباره آن با همراهم صحبت کرده بودم.

 

بیشتر مردم ترجیح می‌دهند از مرداب دیدن کنند تا از اقوام

 

با اینکه داشتن خاندانی بزرگ می‌تواند نقطه قوتی برای هر فردی باشد؛ اما همیشه هم اینطور نیست. همیشه آن حمایتی که لازم است از طرف تمامی خاندان‌ها دریافت نمی‌شود.

شاید شما هم با این موارد برخورد کرده باشید.

برخی از قوم و خویشان هستند که همیشه فکر می‌کنند، شما حق آن‌ها را خورده‌اید و همیشه طوری نگاهتان می‌کنند که بابت کار نکرده عذاب وجدان می‌گیرید.

راه حل مناسب در برخورد با این افراد این است که تصویر مرداب، کوه و جنگل را به جای آن‌ها ببینید.

برخی دیگر هستند که دلشان می‌خواهد مدام زیرآب شما را پیش بزرگترها بزنند تا خودشان شیرین شوند.

راه حل مناسب در برخورد با این افراد این نیست که شما هم زیرآب بزنید. این کار وحشتناک است. باعث می‌شود آن‌ها دفعه بعد با شدت بیشتری زیرآب شما را بزنند. جوری رفتار کنید که انگار برایتان مهم نیست. اگر برایتان مهم نباشد کم‌کم از صرافت زیرآب‌زنی می‌افتند.

برخی دیگر هستند که تا شما را می‌بینند از بدبختی‌هایشان می‌گویند که خدایی نکرده شما چیزی از آن‌ها نخواهید و تازه دلتان بسوزد و موقع رفتن چیزی هم زیر فرششان بگذارید.

راه حل مناسب این است که شما هم از بدبختی‌هایتان بگویید و با آن‌ها مسابقه بگذارید. ولی از آنجایی که کائنات حتی با یک گفتن زبانی هم شروع به کار می‌کند، ممکن است جدی جدی بدبخت شوید. پس همان بهتر که کمی کیسه‌تان را شل کنید و کمی پول زیر فرششان بگذارید.

برخی دیگر هستند که مدام شما را رصد می‌کنند تا بعد در میهمانی‌ها موضوعی برای غیبت داشته باشند.

راه حل مناسب این است که از تمام شبکه‌های اجتماعی بیرون بیایید و اگر خواستید در شبکه‌های اجتماعی بمانید با یک شماره خصوصی که اقوامتان شماره را نداشته باشند به فعالیت‌تان ادامه دهید.

برخی دیگر هستند که فقط دوست دارند خبرهای بد را به شما بگویند.

راه حل مناسب دوری است؛ اما چون برخی از آن‌ها خیلی نزدیک هستند تنها راه حل این است که موقع حرف زدن با آن‌ها در گوش‌هایتان چیزی فرو کنید و برای اینکه خدایی نکرده بی‌احترامی نشود فقط سرتان را تکان دهید و با توجه به حالات صورتشان ابراز ناراحتی یا خوشحالی کنید.

برخی از اقوام هستند که هیچ وقت با شما تماس نمی‌گیرند و فقط وقتی به سراغ شما می‌آیند که پول بخواهند.

راه حل مناسب این است که به آن‌ها پول بدهید؛ اما فکر پس گرفتنش را از سرتان بیرون کنید. حتمن جای دیگری نداشتند که بروند. در ضمن یادتان باشد که بخشیدن چیزی از شما کم نمی‌کند. اگر با تمام وجودتان آن پول را بدهید، بیشترش به شما برمی‌گردد. حواستان باشد اگر به آن‌ها پولی که می‌خواهند را ندهید، نفرینتان می‌کنند و بعد انواع بلا‌ها از آسمان و زمین بر شما نازل می‌شود.

و برخی از خویشان هستند که مدام شما را مسخره می‌کنند.

راه حل مناسب این است که به آن‌ها اهمیت ندهید و به خودتان افتخار کنید. حتمن به شما حسودی‌شان می‌شود که مسخره‌تان می‌کنند.

و البته دلایل بسیار دیگری هم هست که باعث شده که بیش‌تر مردم ترجیح بدهند از مرداب دیدن کنند تا از اقوامشان.

به دلیل ذیق وقت آن‌ها را به ساعات بعدی موکول می‌کنم.

نوشته شده توسط لیلا علی قلی زاده

 

 

لیلا علی قلی زاده

27 پاسخ

  1. حرف دل خیلی‌هه رو زدی. و راه‌حل‌های خوبی رو گفتی. واقعا گاهی فامیل بجاي آرامش عامل صلب آرامش هستند. دوره‌هاس استادم که عالیه فقط فرصت نمی‌کنم همه رو شرکت کنم. تعریف این دوره‌شون رو هم شنیدم اتفاقا. امیدوارم ایده‌های خوبی بپزی تو این دوره😁😍

  2. سلام لیلای عزیز
    چقدر متن دلچسبی بود.
    منم باهات موافقم.کمپهای استاد بهترین مطالب رو در کوتاهترین زمان به ما ارائه میده که سالیان سال باید روی آن وقت وزمان بگذاریم
    قلمت پرتوان وسبز

  3. سلام لیلای عزیز
    چه قدر متن ومحتوای دلچسبی بود.
    منم موافقم باهات.کمپ ایده پزی از بهترینهاست.
    کمپهای استاد کلانتری در یک یا دوهفته ست ولی چندین سال طول می‌کشد تا محتوای مطلب درونش را بفهمی…
    قلمت سبز وماندگار

  4. وقتی نوجوون بودم دخترهای هم سن من زود شوهر می‌کردند، یعنی زود شوهرشون می‌دادند. اما من دوست نداشتم ازدواج کنم و دوست داشتم درس بخونم. بخاطر همین فامیل مرتب مادرمو پر می‌کردند و اونم تحت تأثیر حرفای اونا قرار میگرفت. منم حدود ده سال اصلن به شهرستان مادرم نرفتم و عیدها و تابستونها تو خونه همراه برادرم می‌موندم. چند سال اخیر هم تصمیم گرفت به جای اینکه با این و اون ارتباط داشته باشم برم سفر و وقتم رو صرف کوه و بیابون کنم.

    1. راستش منم ازدواجم به خاطر همین حرف خانواده‌ام بود. مرتب میگفتن نمیتونیم کوچیکه رو بدون اینکه تو ازدواج کنی بدیم. دیگران چی میگن. روز پاتختیم خواستگار برای خواهرم اومد.

  5. عالی بود از خوندنش لذت بردم. راه‌حلهایی که ارایه داده بودی خیلی خوب بودن. بعضی‌هاش در عین جدی بودن جنبه طنز داشتن. خوشحالم که روز به روز قلمت پخته‌تر میشه لیلای عزیزم. بهت افتخار می‌کنم دوست نازنینم.

  6. به به لیلون عالی بود❤️
    هر بار با خوندن مطالبت سر کیف میام و چشمام برق میزنه
    تو دلنم برات دست میزنم که برکانا تو هر روز قویتر و زیباتر از قبل می‌نویسی.
    بهتر است همان پول را زیر فرش بگذارید چقدر شیرین و هوشمندانه بود👏

  7. بعضی هستند که اگر بدانند از وجنات آنها در کلاس ایده‌پزی گفتید یک دیگ مسی بزرگ پیدا می‌کنند و کوس رسوایی می‌زنند.

    راه‌حل مناسب: دیگ روحی خودتان را دم دست بگذارید تا آنها به خرج و دردسر نیوفتند و کمی آرام‌تر بکوبند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.