عمیق‌تر شدن با نوشتن

عمیق‌تر شدن با نوشتن

سال پیش در مسیر جاده چالوس، منظره‌ای رو دیدم که نتونستم در برابرش مقاومت کنم. ایستادم و اون رو تو خاطرم ثبت کردم.

ابزار نقاشی همراهم نبود. به ناچار تا رسیدن به خونه صبر کردم. به محض رسیدن به خونه با وجود خستگی که داشتم شروع کردم به نقاشی کردن اون منظره تا از خاطرم نره. این کار رو درست بعد از یک مدت طولانی که سمت آبرنگ و اصلاً نقاشی نرفته بودم انجام دادم. البته یه کارای کوچیکی انجام می‌دادم که خیالی بودند و خیلی شبیه سازی توش مهم نبود. کار رو خیلی سریع انجام دادم. یکی دو ساعت بیشتر طول نکشید. خیلی درگیر جزئیات نشدم چون حس و حالش برام مهم بود و نمی‌خواستم با وقت گذاشتن بیشتر از لذتم کاسته بشه. اون لحظه خیلی از نتیجه کار راضی بودم. امروز داشتم روی یه طرحی که چند هفته ای درگیرش بودم کار می‌کردم، دخترم گفت: «دیگه تموم شده؟» گفتم: «نه. هنوز خیلی کار داره. شاید چند روز دیگه باید روش کار کنم.»

با همین پاسخ، متوجه شدم که امروزم با دیروزم خیلی فرق کرده. امروز  یه ادمی هستم که از مسیر لذت می‌برم و گام هام رو طوری برمی‌دارم که به نتیجه قابل قبولی برسم ولی آن روز زود رسیدن به مقصد و نتیجه برام مهم بود و خیلی مهم نبود که نتیجه چی میشه. مهم این بود که زود برسم و بگم اول شدم و این نتایج امروز رو همه رو مدیون نوشتن هستم. نوشتن باعث شد که تو همه چیز عمیق‌تر باشم.

4 دیدگاه در “عمیق‌تر شدن با نوشتن

  • دی ۶, ۱۴۰۱ در ۵:۲۸ ق.ظ
    Permalink

    سلام خانوم علی قلی زاده بسیار زیباست.

    عشق به هنر داشته باشید دیگه فرقی نمی‌کنه ابزارتون چی باشه زیبا خواهد شد.

    پاسخ دادن
  • دی ۱۰, ۱۴۰۱ در ۳:۵۹ ب.ظ
    Permalink

    جالب بود لیلون
    این حستو دوست داشتم که اومدی و اون تصویر رو کشیدی تا حال و هواشو ثبت کنی
    منم زود میام مینویسم که اون خاطره یا حس و حال بمونه

    پاسخ دادن
    • دی ۱۱, ۱۴۰۱ در ۸:۴۲ ق.ظ
      Permalink

      خوب کاری میکنی که زود می نویسی چون بعدش ادم خیلی چیزها رو از دست میده حتی دیگه به احساسش در اون لحظه هم مطمئن نیست

      پاسخ دادن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.