کتابی که زندگی‌ام را تغییر داد.

کتابی که زندگی‌ام را تغییر داد.

مدتی پیش در مجلسی با دوستان نویسنده و کتابخوان، مطلبی پیش آمد درباره اثرات کتاب‌ها و اینکه آیا کتابی هست که تأثیر شگرفی بر زندگی شما گذاشته باشد؟ آن موقع هرچه فکر کردم به مخیله‌ام نام هیچ کتاب خاصی راه پیدا نکرد. با اینکه هفته‌ها این موضوع در کنجی از ذهنم بود، هیچ چیز به یادم نیامد. آن موقع در نظرم آمد که همه کتاب‌ها به یک اندازه در روشن کردن مسیر، ثمر بخش بودند و به کل این مطلب از یادم رفت.

امروز که داشتم کتابی فلسفی درباره نقد مسیحیت از نیچه را می‌خواندم با خود اندیشیدم که چه طور شد که به این نقطه رسیدم. روزی از فکر کردن به نادرستی مذهب هم بیم داشتم و هرچیزی که با عقلم جور در نمی‌آمد را در پوشش مذهب می‌پذیرفتم که ایمانم خدایی نکرده تباه نشود. حالا چطور شده که به این نقطه رسیده بودم. مرتب به دنبال کتاب‌هایی بودم که اندیشه جدیدم را تایید کنند و راهنمای راهم باشند.

در کند و کاو ذهن و خاطراتم به کتاب شور زندگی رسیدم. آن کتاب که به شرح زندگی ونگوگ پرداخته بود، شکی به دلم انداخت که روحانیت در پوشش مذهب، تنها با ترحم آوردن بر مردم بیچاره و مفلوک، آن‌ها را در همان فقر خود نگه می‌دارد و به آن‌ها می‌گوین که فقر و قناعت فضیلت است؛ همچنین به آن‌ها وعده منجی می‌دهد که تمام این بدبختی‌ها را تاب بیاورند. رمز و راز ثروتمند شدن را به آن‌ها نمی‌آموزد و از همان ابتدا اذهان را با ثروتی آمیخته به گناه و در دست ظالمان آن‌ها از فکر کردن به ثروت دور می‌کند. حال انکه در تمام مذاهب روحانیون والا مرتبه از ثروتمندترین اقشار هستند و ثروت خود را پنهان می‌کنند.  کتاب شور زندگی معادلات ذهنی‌ام را به هم ریخت و مرا به کتاب ژرمینال رساند. خوانش کتاب ژرمینال مصادف شد با به هم ریختگی‌هایی در ساختار نظام مذهبی و توهین به روحانیت در ایران. بعد کتاب راز عالم را خواندم و در دوره قجرنویسی ثبت نام کردم. از دل کتاب‌های تاریخی به کتاب باغ اپیکور رسیدم و با اندیشه‌های آناتول فرانس آشنا شدم و بعد در یک غروب زیبای پاییزی با آقای آبی و اندیشه‌های ژرفش درباره عشق و خدا و مذهب آشنا شدم. همه این‌ها مرا به این رساند که خدا نزد قدیسان کمرنگ‌تر است و خدایی که آن‌ها مدام درباره‌اش صحبت می‌کند خدایی است ساخته و پرداخته ذهن خودشان برای عقب‌مانده نگه داشتن مردم. برای اینکه علم و ترقی دشمن مذهب و خرافه پرستی است و آن‌ها نمی‌خواهند مردم به رموز علم دست پیدا کنند که خدایی نکرده جایگاهشان متزلزل نشود؛ بنابراین شور زندگی همان کتابی بود که به کل زندگی‌ام را تغییر داد و من این اندیشه جدید دور از گناه را مدیون آن کتاب هستم.

نوشته شده توسط لیلا علی قلی زاده

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.