خشم و بخشش

خشم و بخشش

روزهای عجیبی را می‌گذارنیم. خشم‌هایمان روی هم تلنبار شده‌است و در روزها و مکان‌های اشتباهی از درزهای وجودمان به بیرون تراوش می‌کند.

به خودم می‌گفتم چرا تمام وجودم پر از خشم است؟ چرا این همه عصبانی هستم؟ چرا نمی‌توانم افسار احساساتم را به دست بگیرم. چرا دلم می‌خواهد فرار کنم و نمی‌توانم؟ این روزها همه عصبانی هستیم. بندهای دوستی‌ها با سو تفاهم های کوچک گسسته می‌شود.

روزهای عجیبی است. آدم‌ها از هم جدا شده‌اند، چرا که عقاید متفاوتی دارند. چون عقاید متفاوتی دارند، نمی‌توانند با هم حرف بزنند. چون نمی‌توانند با هم حرف بزنند، کلمه‌ها در مثل تیغی برنده، گلویشان را می‌برد و از درد فریاد می‌کشند. این فریادها گوش‌هایشان را کر می‌کند. چون کر می‌شوند و سر به هوا هستند، هشدارها را نمی‌شنوند و بعد کور هم می‌شوند. روزهای عجیبی است کر و کور شده اند و انگار احساس هم دیگر ندارند. آن‌هایی که هنوز احساس دارند، باید بمیرند که دنیای کر و کورها را به هم نریزند. کر و کورها به این بی‌رحمی و شقاوت و جور زمانه عادت کرده‌اند. آن‌ها خود را فدای قوانینی کرده‌اند که ظالم‌ها برای مظلوم ها نوشتند.

با این حال با تمام ظلم و جوری که بر ما می‌شود باید توانایی بخشش داشته باشیم. باید ببخشیم. برای پرواز روحمان هم که شده باید ببخشیم. در این ایام به کلمه بخشش بیش از هر کلمه دیگری احتیاج داشتم. این روزها کتاب‌هایی را پیدا می‌کنم که درست مناسب حال و هوای درونی‌ام هستند. بخشش چیزی بود که به آن نیاز داشتم و آن را در میان سطور کتاب  میچ آلبوم یافتم.

نگه داشتن خشم زهر است. آدم را از درون می‌خورد. فکر می‌کنیم نفرت سلاحی است که به شخص آزارنده‌ی ما حمله می‌کند. ولی نفرت تیغ دو دم است. هر آسیبی که با آن برسانیم، به خودمان رسانده‌ایم. میچ آلبوم

نوشته شده توسط لیلا علی قلی زاده

8 دیدگاه در “خشم و بخشش

  • آبان ۱۶, ۱۴۰۱ در ۱۱:۵۴ ق.ظ
    Permalink

    لیلا این جمله اتو خیلی دوست داشتم عزیزم:
    آنهایی که احساس دارند باید بمیرند که دنیای کرو کورها را به هم نریزند.
    راستی یه پیشنهاد فکر کنم اگ یه درجه رنگ دو سطر اخر تیره تر شه خیلی عالی‌تر میشه.

    پاسخ دادن
  • آبان ۱۷, ۱۴۰۱ در ۵:۴۱ ق.ظ
    Permalink

    خیلی وقت‌ها به خودم می‌گم هم‌رنگ جماعت شو تا رسوا نشوی و کم‌تر آزرده شوی؛ اما نمی توانم و این خشم دو لبه آزارم می دهد و کاری از دستم بر نمی‌آید که انجام دهم و حالم را بهتر کنم. منون از پست خوب مفیدت لیلا جان.

    پاسخ دادن
    • آبان ۱۸, ۱۴۰۱ در ۷:۰۹ ق.ظ
      Permalink

      می فهمم چه میگی. بعضی وقتا واقعا نمیشه. به نظرم اون موقع باید دکمه انفجار رو اتفاقا بزنیم. نمیشه که همش آتشفشان خاموش باشیم.

      پاسخ دادن
  • آبان ۱۷, ۱۴۰۱ در ۵:۰۲ ب.ظ
    Permalink

    آره لیلون عزیزم
    روزگار خیلی سختی هست
    تحت هر شرایطی باید از خشم خودمونو دور کنیم
    خیلی سخته خیلی اما باید این کار رو کرد

    پاسخ دادن
    • آبان ۱۸, ۱۴۰۱ در ۷:۰۶ ق.ظ
      Permalink

      واقعا خشم به خودمون از همه بیشتر آسیب می زنه. همه چی در صلح و صفا بهتره

      پاسخ دادن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.