تنها زمانی تصمیم بگیرید که مصمم هستید.(پنجاهمین ایده از صد و یک ایده توسعه فردی)

یکی از مباحثی که در بحث توسعه فردی باید به آن اهمیت داد مسائلی است که منجر به بهبود و کیفیت روابطت با دیگران می‌شود. برای همین در این بخش و چند بخش آینده به جنبه‌هایی از توسعه فردی و شخصی پرداخته‌ام که روی بهبود روابط به‌طور غیرمستقیم تأثیر می‌گذارد.

تنها زمانی تصمیم بگیرید که مصمم هستید.

معنی لغوی تصمیم، قول و تعهد به انجام کاری در زمان معینی است. یک روز که حالمان خیلی خوب است، تصمیم می‌گیریم، هرروز پیاده‌روی کنیم تا وزنمان را سر یک ماه به ده کیلو کاهش دهیم و تصمیم مان را هم همه‌جا اعلام می‌کنیم. چند روز بعد با همسرمان دعوایمان می‌شود و همه‌چیز را به فراموشی می‌سپاریم. این‌یک مثال کوچک از تصمیماتی است که به‌راحتی آن‌ها را کنار می‌گذاریم. شاید در وهله اول به نظر برسد که این تعهد داشتن یا نداشتن به انجام این تصمیم هیچ خللی در زندگی‌مان ایجاد نکند، اما انجام ندادنش اعتمادبه‌نفس ما را نشانه می‌گیرد؛ اما گاهی تصمیمات ما منجر به اشتباهات بزرگ تری می‌شود.

تصمیمات نه‌تنها کیفیت زندگی ما را تعیین می‌کنند، بلکه به ما در بهبود آن‌هم کمک می‌کنند و درس‌های ارزشمندی در زندگی به ما می‌آموزند. زندگی چیزی نیست جز مجموعه‌ای از فضاهای ناهموار، رویدادها و درس‌ها. چیزهای زیادی در زندگی وجود دارند که صرفاً به دلیل برخی تصمیمات اشتباه می‌توانند از بین بروند.

چطور می‌شود هیچ تصمیم اشتباهی نداشت؟

وقتی اشتباه می‌کنیم باید تمام توجهمان را به اشتباهمان بدهیم چراکه باید سعی کنیم تا جایی که می‌توانیم با درس گرفتن از آن اشتباهات، تکامل پیدا کنیم. اشتباه کردن هم بخشی از زندگی است و تنها مشق نانوشته است که خطا ندارد اما نحوه برخورد ما با اشتباهات است که کیفیت زندگی‌مان را تعیین می‌کند. برای اینکه اشتباهات ک

 

متری داشته باشیم و کمتر در زندگی آسیب ببینیم بایستی وقتی مطمئن نیستیم هیچ تصمیمی نگیریم. در بیشتر موقعیت‌ها، افراد با تصمیمات نسنجیده، مرتکب اشتباهات جدی می‌شوند و درنتیجه در زندگی رنج می‌برند. مهم است که بدانیم زندگی یک درس است.

 

چرا باید حتما به تصمیمات و قول هایمان پایبند باشیم؟

باید تا حد امکان زمانی که به کسی قولی می‌دهیم آن را انجام بدهیم. ما در مواقعی که خیلی خوشحال هستیم عادت داریم وعده‌های توخالی و پوچ به دیگران بدهیم؛ اما فقط باید در صورتی قولی بدهیم که از قبل مصمم شده‌ایم که آن را کامل کنیم، مهم نیست چقدر اوضاع برایمان بدتر می‌شود. حتماً برای همه شما هم پیش‌آمده است که وعده‌های توخالی داده باشید. کسی نیست که ادعا کند به تمام قول‌های خود عمل کرده است. یک وعده توخالی اعتماد طرف مقابل را می‌شکند و ایمان او را از ما سلب می‌کند. برای جلوگیری از اشتباه، هرگز نباید باعجله قول بدهیم. قبل از پذیرفتن یا قبول هر قولی، همیشه باید از تمامی شرایط و ضوابط آن به‌خوبی آگاه باشیم. ما نباید باعجله به کسی قول بدهیم و سپس در گودال سردرگمی فرود بیاییم. وعده‌ها باید عملی شوند، زیرا آن‌ها زاییده انسانیت و اعتماد و همراه باایمان و احساسات هستند.

خشم هرگز در هیچ شرایطی خوب نیست و همیشه باید از عصبانی شدن پرهیز کرد. تصمیماتی که در زمان خشم، اتخاذ می‌شود غالباً به ضررمان منجر می‌شود. این نه‌تنها وضعیت را خراب می‌کند بلکه شرایط را برای ما در آینده بدتر می‌کند. به همین ترتیب، ما هرگز نباید درزمانی که بیش‌ازحد خوشحالیم به کسی قولی بدهیم. در هر دو حالت، تفکر منطقی وجود ندارد و ما خود را در مشکلات بعدی زندگی غرق می‌کنیم.

یکی از مشکلات که در روابط زن و شوهرها وجود دارد همین وعده‌های توخالی قبل از ازدواج است. مهریه هم یک تصمیم و قول است. اگر قرار است که مهریه به‌عنوان حق زن به او داده شود، بایستی مقداری معقول و در حد بضاعت مرد باشد اما چون ما عادت کرده‌ایم وقتی خیلی خوشحالیم تصمیمات نسنجیده بگیریم، خودمان را در دام اعداد و ارقام بالا می‌اندازیم و بعد از چند سال پیامدهای آن را می‌بینیم.

در دوران نامزدی، قول‌هایی داده می‌شود که بیشترشان تحقق پیدا نمی‌کند و همین امر موجب سردی روابط می‌شود.

اما چطور می‌شود از چنین تصمیماتی اجتناب کرد؟

حال که تفکر منطقی ذهن در حالت‌های هیجانی خدشه‌دار می‌شود، چطور می‌توانم معقولانه تصمیم بگیریم که هیچ تصمیم مهمی اتخاذ نکنیم و هیچ قولی ندهیم که بعدها نتوانیم آن را اجرا کنیم؟

شاید به نظر برسد این ایده امکان‌پذیر نیست؛ اما خبر خوشحال‌کننده این است که ذهن ما تربیت می‌شود و کافی است این بار که عصبانی شدید، خاطره خواندن این متن را به یاد بیاورید و تمام تلاشتان را بکنید که تصمیمی نگیرید. درست از زمانی که این ایده را نوشتم، مرتب به خودم یادآوری می‌کنم که در زمان‌های خشم تصمیمی نگیرم و حرفی نزنم که بعدها پشیمان شوم. دفعه‌های اول مرتب شکست می‌خوردم اما کم‌کم اوضاع عوض شد، چراکه توجه و تمرکزم روی همین موضوع بود و سرانجام ذهنم انگار که کاری مثلاً خوردن آب را مدیریت کند، این مسئله برایش جا افتاد و خطاهایم نسبت به قبلکمتر شده است.

 

نوشته شده توسط لیلا علی قلی زاده

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.