یاد بگیرید میان زندگی و کارتان توازن ایجاد کنید.(چهل و ششمین ایده)

یاد بگیرید میان زندگی و کارتان توازن ایجاد کنید.

قبل‌ترها که مکان فیزیکی کار افراد از محل زندگی‌شان جدا بود، راحت‌تر می‌توانستیم این توازن را ایجاد کنیم.

کافی بود بعد از آمدن به خانه، خط کاریمان را خاموش‌کنیم و تمام‌مسیر محل کار تا خانه را فرصت داشتیم تا ذهنمان را از وقایع روزانه محل کار پاک‌کنیم و با آرامش به میان اعضای خانواده‌مان بازگردیم؛ اما امروزه به دلیل به وجود آمدن فرصت‌های شغلی در فضای سایبر، به نظر می‌رسد که این کار امری محال باشد و خیلی از افراد، نمی‌توانند مرزی بین کار وزندگی شخصی‌شان بگذارند وزندگی شخصی‌شان را هم‌روی دایره ریخته و باکارشان آمیخته‌اند؛ اما دراین‌بین کودکان بیشترین آسیب را می‌بینند. ما باید بتوانیم خارج از حیطه کاریمان ساعت‌هایی را به کودکانمان اختصاص بدهیم و برای آن‌ها وقت بگذاریم. آن‌ها برای رشد و بالندگی به پدر و مادری احتیاج دارند که با آن‌ها همراه باشند. نه اینکه سرشان به کارشان گرم باشد و مرتب از آن‌ها بخواهند که وظایفشان را درست انجام دهند. کودکانی که والدینشان نمی‌توانند مرزی بین کار وزندگی شخصی‌شان ایجاد کنند، روش‌هایی را اتخاذ می‌کنند که ما را متوجه اشتباهاتمان بکنند. آن‌ها پرخاش گر، لجباز یا انزواطلب می‌شوند و ما زمانی متوجه می‌شویم که کار از کار گذشته باشد.

فرزندم تازه متولدشده بود که به خاطر او مجبور شدم از کاری که داشتم باوجود علاقه‌ی شدید، خداحافظی کنم. مدتی بعد به دلیل اینکه برای خانه‌داری ساخته نشده بودم، کار دیگری را که ساعت‌های بیشتر با اوباشم را انتخاب کردم. یک روز باید به جلسه‌ای می‌رفتم که نمی‌توانستم دخترم را با خودم ببرم. دخترم خیلی کوچک بود. سه سالش هم نمی‌شد. او را در خانه مادرم گذاشتم. اتفاقی افتاد که تصمیم گرفتم از آن کار هم استعفا بدهم و به‌هیچ‌وجه دخترم را تنها نگذارم. البته شاید من زیادی حساس بودم اما برایم مهم بود همان رفتاری که در کودکی باعث از بین رفتن اعتمادبه‌نفسم شده بود، با دخترم هم نشود. همان روز متوجه شدم که باید به فکر کاری باشم که خیالم از بابت اعضای خانواده‌ام راحت باشد و نگرانی بابت آن‌ها نداشته باشم. خوشبختانه من خیلی زود قبل از اینکه عدم توازن زندگی‌ام را برهم بزند، متوجه این قضیه شدم اما دوستی داشتم که به خوش‌شانسی من نبود و ۲۴ ساعته کار می‌کرد تا خرج زندگی‌اش را درآورد. در حین کار کردن، درس هم می‌خواند تا رتبه شغلش بالاتر برود و حقوق بیشتری دریافت کند. هیچ مشکلی نداشت. باوجود کار زیادش به همسر و فرزندش هم می‌رسید؛ اما با به دنیا آمدن فرزند دومش، دیگر نمی‌توانست زمان زیادی را برای فرزند اولش بگذارد و مجبور بود بیشتر از قبل کار کند تا مخارج خانواده را تأمین کند. همسرش نیز باید پا به‌پای او کار می‌کرد تا از پس مخارجشان برآیند. اما فرزند بزرگ‌ترش، با دوستان تازه ای آشنا شد و بعد از مدتی به راهی کشیده شد که انتظارش را نداشتند و زندگی‌شان به خاطر نداشتن توازن به هم‌ریخت.

ایجاد توازن میان کار و زندگی شخصی به معنای مرز بندی میان کار و زندگی خصوصی است. یعنی نه باید مشکلات کار را وارد خانه کرد و نه اینکه مشکلات زندگی شخصی را به کار ارتباط داد. متاسفانه خیلی از ما این مساله را یاد نگرفته ایم و نمی توانیم این مرز را میان زندگی شخصی و زندگی کاریمان قائل شویم.

برای اینکه بتوانیم این توازن را ایجاد کنیم بایستی هرجا که هستیم صد درصد تمرکزمان انجا باشد. زمانی که با دوستان هستیم نباید مرتب ایمیل شرکت را چک کنیم یا به تماس های مشتریان جواب بدهیم یا وقتی که در شرکت هستیم نباید با عمه و خاله و دایی مان تلفنی صحبت کنیم.

برای رها شدن از استرس های محیط کار بایستی در خارج از محل کارمان، کار به خصوصی را انجام دهیم. کاری که تنش ما را کم کند.  مثل بافتنی، نقاشی، موسیقی، شنا یا دوچرخه سواری.

همیشه از محل کار که به خانه می امدم شروع به نقاشی می کردم. نقاشی باعث می شد که ارامشم را پیدا کنم و تمام توجه ام را به خانواده ام بدهم. البته زمان هایی هم بود که این کار را انجام نمی دادم و در ان زمان به صورت صد درصد حواسم در خانه نبود.

بخشی از مسئولیت خودتان در محل کار را باید به دیگران واگذار کنید تا زمانی که در خانه هستید، احساس آرامش داشته باشید.

اگر کارتان به صورتی است که در خانه آن را انجام می دهید می توانید با تکنیک بهره گیری از یک تایمر و تعریف زمان کار و استراحت، مرز بین کار و زندگی شخصیتان را جدا کنید.

نوشته شده توسط لیلا علی قلی زاده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.