در مورد اهداف و برنامه‌های مهم خود حرف نزنید.(چهل و پنجمین ایده)

 در مورد اهداف و برنامه‌های مهم خود حرف نزنید.

حرف زدن از اهداف مهم ما را از مسیر رسیدن به اهداف باز می دارد.

اولین بار که این ایده به ذهنم رسید، در مواجه با فردی بود که مرتب مرا تحقیر می‌کرد. هر بار که از اهدافم، کوچک یا بزرگ با او حرف می‌زدم به من می‌گفت: «بازهم جو گیر شده‌ای؟دو روز بعد یادت می‌رود.» تحقیرهایش طوری بود که من پیش خودم فکر می‌کردم، شاید من اشتباه می‌کنم و تصمیم زیاد با فکر و اندیشه همراه نبوده است.. یا از کلامش انرژی ای ساطع می‌شد که من چند روز بعد بی‌خیال هدفم می‌شدم؛

فرد دیگری هم بود که مرا تشویق می‌کردبا این وجود هیچ نوع حمایتی در کارش نبود و منتظر می‌ماند تا بالاخره اشتباه کنم و شکست بخورم. درنهایت او هم مرا به سخره می گرفت. شکست‌های زیادی که داشتم باعث شده بود که هیچ‌کسی مرا جدی نگیرد. بالاخره به این نتیجه رسیدم که تا پایان کار درباره هدف‌هایم صحبتی نکنم.

به دو دلیل نباید درباره اهدافمان با دیگران سخن بگوییم.

دلیل اول: با تحقیر و کوچک شمردن هدف مانع مان می شوند.

دلیل اول که معلوم است، طوری ما را تحقیر می‌کنند و هدفمان را کوچک می‌شمارند که از اینکه چنین هدفی داریم، دچار حس خود سرزنشی می‌شویم و خودمان هم به جرگه تحقیر کنندگان می‌پیوندیم و مرتب به خاطر داشتن چنین هدفی خودمان را  تحقیر می‌کنیم. اگر انگیزه کافی برای پیگیری هدف‌هایمان را نداشته باشیم زود میدان را خالی می‌کنیم؛ اما شاید نتیجه در مورد شما عکس باشد و جدی‌تر به دنبال هدف‌هایتان بروید.

 

دلیل دوم که از دلیل اول هم مهمتر است: تشویق‌های اولیه نتیجه عکس می‌دهد.

برخی افراد هستند که به خاطر حس حمایت‌گرانه‌شان، مرتب ما را تشویق می‌کنند. تشویق بد نیست اما مغز ما نمی‌تواند بین شادی ناشی از رسیدن به هدف یا شادی تشویق فرق بگذارد و فکر می‌کند که به هدف رسیده است و بعد از مدتی بازهم از صرافت رسیدن به هدفش می‌افتد.

به‌عبارت‌دیگر تشویق اولیه‌ای که از اطرافیانمان دریافت می‌داریم این حس را در ما ایجاد می‌کند که به موفقیت رسیده‌ایم و باعث می‌گردد تا باپشتکار کمتری در راستای تحقق کاری که برایش مورد تحسین سایرین قرارگرفته‌ایم گام برداریم. آنچه مسلم است اینکه وقتی اهداف شخصی‌مان مرکز توجه سایر افراد قرار می‌گیرد، یک حسی در ما ایجاد می‌شود مبنی بر اینکه هدفمان تکمیل‌شده است.

وقتی اهدافمان را برای اطرافیان خود بازگو می‌کنیم، همان حس موفقیتی که پس از عملی کردن آن هدف به ما دست می‌دهد را تجربه خواهیم کرد و همین می‌شود که انگیزهٔ ما برای برداشتن گام‌های جدی‌تر به‌منظور عملی کردن هدفمان کمتر و کمتر خواهد شد.

بسیاری از مطالعات روانشناسی که از سال ۱۹۳۳ انجام‌شده است که نشان می‌دهد افرادی که در مورد اهداف خود در زندگی شخصی یا حرفه‌ای خود صحبت می‌کنند، کمتر موفق می‌شوند.

مطالعات نشان می‌دهد که ما نمادهای هویتی ای در مغزمان داریم که تصویر هویتی که فرد از خودش دارد را می‌سازند. نمادهای هویت در مغز انسان را می‌توان با حرف و عمل ایجاد کرد؛ بنابراین، صحبت کردن قبل از عمل ممکن است منجر به ایجاد یک نماد هویتی زودرس در مغز شود؛ بنابراین، هنگامی‌که ما از اهداف خود صحبت می‌کنیم، آن‌ها تحت تأثیر منفی واقعیت اجتماعی قرار می‌گیرند. یعنی صرفا با حرف زدن بوجود می آیند.

نتایج یک مطالعه جدید که توسط پیتر گولویتزر، استاد روانشناسی نیویورک و گروهش منتشرشده است، به‌وضوح نشان می‌دهد که سخن گفتن درباره اهداف، نمادهای هویتی ما را می‌سازد و از آن نقطه به بعد، انگیزه کمتری برای کار سخت برای رسیدن به اهداف خواهیم داشت.

پساز این به بعد، لطفاً  لب‌های خود را ببندید و اهداف خود را تا زمانی که در واقعیت به آن‌ها دست‌یابید، خصوصی نگه‌دارید! اگر می‌خواهید اهداف خود را به دیگران بگویید، در مورد آن‌ها به‌گونه‌ای صحبت کنید که رضایت کمتری در ذهن شما ایجاد کند.

نوشته شده توسط لیلا علی قلی زاده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.