چهاردهمین ایده از صد و یک ایده توسعه فردی

در یک مهارت متخصص شوید.

سعی کنید حداقل در یک مهارت کاملا حرفه ای باشید، این مساله خیلی مهم است. چرا که موجب افزایش اعتماد به نفستان می شود.

اگر به دنبال یاد گیری همه مهارت ها بروید و از هر کدام میزان کمی را یاد گرفته باشید، نمی توانید به خودتان اعتماد کنید و اگر کسی از شما پروژه مهمی را در رابطه با مهارتی که آموخته اید بخواهد، هزار و یک بهانه می آورید که آن را انجام ندهید.

زمانی که از دانشگاه فارغ التحصیل شده بودم، اکثر دوستانم برای یادگیری یک زبان تخصصی به آموزشگاه های خصوصی مراجعه کردند، اما من فکر می کردم بایستی طبق چیزی که بازار کار از من می خواهد به چندین زبان مسلط باشم. نتیجه این شد که من تنها شمه ای از هر زبان را می دانستم و به هیچ زبانی تسلط کافی نداشتم. بنابراین هیچ وقت هیچ فرمی را برای کار در رشته تخصصی ام پر نکردم و به سراغ کارهای دیگر رفتم.

متاسفانه این سبک و سیاق تا مدت ها با من بود و باعث شده بود که اعتماد به نفس خیلی پایینی داشته باشم. مخصوصا که می دیدم دوستان هم دوره ای من مرتب در حال پیشرفت کردن هستند و من هنوز در ابتدای راه مانده ام. البته تخصص در کار بوجود می آید. اگر به کاری علاقه دارید و تا حدودی به فوت و فن ان آشنا هستید، شروع به کار کنید. بقیه تخصصتان را در مسیر یاد می گیرید و یادتان باشد که دریای علم نامتناهی است و هیچ وقت نمی توانید همه فوت و فن یک کار را یاد بگیرید. اگر به امید یادگیری همه چیز در باره یک تخصص بمانید و بعد وارد بازار کار شوید، مطمئنا هیچ وقت دست به عمل نمی زنید. زمانی که در حین انجام کار شکست نخورید، متوجه نقاط ضعف و ایرادات خودتان نمی شوید. اما بازهم می گویم لزومی ندارد، همه کاره هیچ کاره شوید. تنها به سراغ یک رشته بروید و از فوت و فن و رازهای همان یک رشته آگاه شوید.

بنابراین بهیچ وجه این مساله را سرسری نگیرید. اگر به خیاطی علاقه دارید، سعی کنید بهترین خیاط باشید و به خیاط خوب بودن اکتفا نکنید. اگر آشپز هستید، سعی کنید به حد کمال این حرفه دست یابید. شاید فکر کنید که من شما را به کمال گرایی تشویق می کنم، نه این طور نیست. من نمی خواهم شما یک کمال گرا در تمام امور باشید که هیچ وقت از خودتان راضی نباشید. بلکه می خواهم تمام تلاشتان را بکنید تا در یک رشته یا یک مهارت تخصص کافی داشته باشید طوری که خودتان راضی باشید.

زمانی که بعد از تلف کردن عمرم در مسیرهای طولانی چند شاخه گرایی به مسیری پا گذاشتم که از کودکی در آرزویش بودم، بازهم جلوه های رنگارنگی در مسیرم وجود داشت که مرا به سمت خود می کشاند. یکی از دوستانم خیاط بود و هرچیزی را که دوست داشت برای خودش می دوخت. دوست دیگرم شیرینی پزی حرفه ای بود و هر موقع که دلش می خواست، برای خودش شیرینی های جادویی درست می کرد و… چندین بار وسوسه شده بودم که به سراغ یادگیری این مهارت ها هم بروم. اما می دانستم اگر به سراغ هر کدامشان بروم، از هدف اصلی ام باز می مانم و در مسیر خودم ماندم.

البته برخی از افراد هم هستند که می توانند با وجود داشتن چند تخصص، خیلی عالی عمل کنند. اما دسته بیشتری از افراد این توانایی را ندارند. بنابراین قبل از اینکه به سراغ مهارت های گوناگون بروید، توانایی های خودتان را بسنجید تا بعد از مدتی تبدیل به یک انسان همه کاره هیچ کاره نشوید.

نوشته شده توسط لیلا علی قلی زاده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.