دوازدهمین ایده از صد و یک ایده توسعه فردی

در یادگیری فروتن باشید.

حضرت علی(ع)  می فرماید: هرکس به من کلمه ای آموخت مرا بنده خود ساخت. این کلام از مولای مان اوج فروتنی و تواضع را در موضع یادگیری نشان می دهد. این کلام از فردی نقل شده است که خودش دریای دانش بوده است اما بازهم در برابر یادگیری فروتنی نشان می داده است. این سخن نشان دهنده این است که بایستی در برابر یادگیری از خود تواضع نشان بدهیم.

در طول سال های تدریسم شاگردانی داشتم که به محض یادگیری مطلبی چنان به خودشان غرّه می شدند که دیگر خدا را هم بنده نبودند و مرتب به دنبال پیدا کردن نقطه ضعف یا اشتباهی در نحوه تدریس من بودند و دیگر به مطالب بعدی که درس می دادم توجهی نمی کردند. متاسفانه این افراد به دلیل غرورشان تمام مطالب را درک نمی کردند و خیلی زود دست از تلاش برای یادگیری به بهانه اینکه همه چیز را یاد گرفته اند می کشیدند.

در صورتی که دریای علم نامتنهای است و حتی فردی که آموزش هم می دهد بایستی مرتب در حال یادگیری باشد. در هر سطحی از دانش هم که باشیم ، همیشه افرادی وجود دارند که سطح دانش شان به مراتب از سطح دانش ما بیشتر است و اگر جویای علم هستیم بایستی تواضع و فروتنی را پیشه کنیم. حتی گاهی فردی در سطحی پایین تر هم مطلبی برای آموختن به ما دارد. در یادگیری نباید توجه کنیم که چه کسی آن را می گوید بلکه باید به مفهوم و مطلبی که یاد می دهد، اهمیت بدهیم.

خوب که به گذشته نگاه می کنم،  در دوره ای  یادگیری ام متوقف شده بود و دیگر چیزی را نمی توانستم یاد بگیرم. در آن دوره، منیت وجودم را فرا گرفته بود. گویا خواندن یک کتاب مرا عالم دهر کرده بود و به زعم خود، همه چیز را می دانستم و با استدلال به آن کتاب که بخش کوچکی از دریای علم بود می خواستم با مغز حقیرم همه چیز را حل و فصل کنم. بعدها که به تدریس پرداختم متوجه شدم شاگردانی که هیچ فروتنی ندارند دریچه های ذهنیشان را به روی علم و دانش می بندند و قادر نیستند مطالبی را که به آنها آموزش می دهم یاد بگیرند. یکی از شاگردانم ساعت ها سر کلاس می نشست و به چشم های من خیره می شد و طوری رفتار می کرد که انگار همه چیز را می داند. زمانی که مطلب تازه ای  را آموزش می دادم، فقط سرش را تکان می داد، اما درست همان موقع اگر سوالی از او می پرسیدم، نمی توانست بهیچ وجه جواب بدهد و جالب این بود که اگر مواخذه اش می کردم کلا از کلاس آمدن هم صرفنظر می کرد و من مجبور بودم به خاطر سیستم مدیریتی اشتباهمان بدون هیچ مواخذه ای او را در کلاس تحمل کنم. خود مربی هم باید فروتن باشد و اگر چیزی را نمی داند از کسانی که می دانند بپرسد، اما متاسفانه ما این فروتنی را نیاموخته ایم و احساس می کنیم پرسیدن سوال باعث می شود که ضعیف به نظر برسیم و سعی می کنیم طوری رفتار کنیم که انگار همه چیز را می دانیم.

متاسفانه این سناریو مرتب تکرار می شود و من شاگردانی دارم که وقتی خطایشان را گوشزد می کنم از کوره در می روند و اذعان می کنند که همه چیز را می دانند و من زیادی یک مطلب را یادآوری می کنم. با کلمه می دانم دریچه های یادگیری بسته می شوند و ما هیچ وقت قادر نخواهیم بود که به دنبال یادگیری علوم جدید برویم. سقراط در این باره می گوید:«من عاقل هستم نه به این خاطر که همه چیز را می دانم بلکه به این خاطر که می دانم که نمی دانم».

شاید این مساله ریشه در ضعف تربیتی ما دارد. امروزه چنان به فرزندان اهمیت داده می شود و طوری از انها تعریف می شود که اعتماد به نفس های کاذبی پیدا می کنند و به خودشان چنان مغرور می شوند که دیگر ارزش هایی مثل فروتنی و تواضع در برابر معلم را فراموش می کنند. مطلب دیگر این است که آموزش رایگان و همه گیر باعث شده که برخی فکر کنند که چندان مهم هم نیست. اما در گذشته علم آموزی به خاطر اینکه در دسترس همگان نبود، از اهمیت بالایی برخوردار بود و شاگرد خود را موظف می دانست به تواضع نسبت به استاد و مطلبی که یاد می دهد و همین امر باعث می شد که یادگیریش عمق بیشتری داشته باشد.

نوشته شده توسط لیلا علی قلی زاده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.