اولین ایده از صد و یک ایده توسعه فردی برای زندگی بهتر

«یادگیرنده مداوم باشید»

یادگیرنده مداوم باشید.

در کودکی، عمویم برایم یک دستگاه ویدیو به همراه یک نوار آموزش زبان انگلیسی آورده بود. او کار با آن دستگاه کوچک را به من یاد داد. همان طور که می دانید، کودکان اشتیاق بسیاری برای آموختن و کشف ناشناخته ها از خود نشان می دهند. من نیز از این قائده مستثنا نبودم. بنابراین ساعت ها، بدون ذره ای خستگی، روبروی تلوزیون به شوق یادگیری زبان انگلیسی می نشستم و مطالب را با دست هایی کوچک، در دفتری یادداشت می کردم. آن روزها من به زحمت پنج سال داشتم اما هر روز پنج یا شش کلمه یاد می گرفتم. آن کار برایم لذت فراوانی داشت. هیچ کسی مرا مجبور به یادگیری نکرده بود و آن کار را با میل و علاقه شخصی خودم انجام می دادم. بنابراین نه حوصله ام سر می رفت و نه بهانه گیری می کردم. اما یک روز نوار آموزشی بعد از بارها تکرار به انتها رسید و دیگر مطلبی برای یادگیری در آن نوار نمانده بود. از آن زمان به بعد بی حوصله شدم، مدام دور خودم می چرخیدم، بهانه گیری ها شروع شد. ذهن پویای من به دنبال مطلب دیگری برای یاد گیری بود، تا اینکه پدرم مرا به نمایشگاه کتاب برد. از میان همه آن کتاب ها، عکس های یک کتاب آموزش زبان عربی برای کودکان توجه مرا به خودش جلب کرد و دوباره روزهای شیرینم شروع شد. هنوزهم مثل کودکی زمان هایی که می خواهم مهارت جدیدی را بیاموزم سراپا شوق می شوم و انگیزه ای برای انجام دادن کارهای روتین روزانه پیدا می کنم تا بتوانم، ساعتی را برای یادگیری مهارت جدید در خلال روز اختصاص بدهم. اما به محض اینکه چیزی برای یادگیری پیدا نمی­کنم، انگیزه ام را از دست می دهم و دوست دارم ساعت ها در رختخواب بمانم، بی هدف جلوی تلوزیون بنشینم یا دکوراسیون خانه را بی جهت بهم بریزم. تمام اینها هیچ نتیجه ای برای من ندارد جز اینکه شب ها احساس خستگی و پوچی می کنم. تا زمانی که به دنبال یادگیری باشیم زندگی ما معنا و ارزش پیدا می کند. در کتاب معنای زندگی از آلن دوباتن می خوانیم که معنای زندگی برای هرکسی متفاوت است و افراد در خلال تجربه و واکاوی خودشان می توانند معنای زندگیشان را پیدا کنند و به زندگیشان معنا ببخشند. معنای زندگی برای من یادگیری بود و زندگی بدون آموختن برایم هیچ معنایی نداشت. شاید شما هم در برهه هایی از زندگی دچار حس پوچی و نبود معنا در زندگیتان شده باشید. این روش را امتحان کنید، چیزی را برای یادگیری بیابید. شاید حال تان بهتر شد.

من معتقد هستم که هرانسان مانند آب باید در حرکت و تکاپو باشد اگر یک جا ساکن بشود، مانند مرداب می گندد.

البته شاید با خودتان بگویید که نویسنده در مورد یادگیری و مقوله یادگیری در کودکی خودش اغراق می کند. اما این طور نیست. کودکان همه تشنه یادگیری هستند و هر کسی به مطلب و موضوع خاصی علاقه نشان می دهد و در آن زمینه برای یادگیری گام برمی دارد. حتی تکرار بازی های دوران کودکی هم تا زمانی که مطلبی برای یادگیری باشد، برای کودکان جذاب است. به محض اینکه کودک، دیگر چیزی در آن بازی کشف نمی کند، بی حوصله می شود  و از آن بازی کناره می گیرد.

توجه داشته باشید که خیلی از افراد به بازی های کامپیوتری علاقه نشان می دهند. شاید شما خواننده عزیز، به بازی کامپیوتری علاقه مند باشید، حتما خودتان به این مطلب واقف هستید که چه عاملی باعث جذابیت آن بازی ها شده است؟

مفهومی که در تمام بازی ها مشترک است و آن بازی ها را جذاب کرده است، راز و رمز بازی و کشف کلیدهای حل مساله می باشد. به محض اینکه بازی حل می شود از جذابیتش کاسته می شود. شما هرگز بازی که برایتان ساده و بدون رمز و راز باشد را دوبار انجام نخواهید داد.

بنابراین حیف است که چنین اشتیاق و استعداد بالقوه ای در امر یادگیری را، در مسائل مفید و مثمرثمر به حالت بالفعل در نیاوریم، و وقت خود را صرف اموری بکنیم که شاید اکنون، برایمان لذت بخش باشد و حال مان را خوب کند، اما قطعا در دراز مدت برایمان رضایتی به همراه نخواهد داشت.

نوشته شده توسط لیلا علی قلی زاده

4 دیدگاه در “اولین ایده از صد و یک ایده توسعه فردی برای زندگی بهتر

    • سپتامبر 11, 2021 در 5:17 ب.ظ
      Permalink

      راضیه جان سپاس از نظر پر مهرت. من هم امیدوارم .

      پاسخ دادن
  • سپتامبر 12, 2021 در 7:21 ق.ظ
    Permalink

    سلام یادگیری به زندگی عمق ومعنا میدهد و انگیزه برای تلاش وحرکت به سوی آینده باامید.
    موفق باشی لیلا جان

    پاسخ دادن
    • سپتامبر 12, 2021 در 6:10 ب.ظ
      Permalink

      سپاس عهدیه جان، ممنون که به سایت من سر زدی و مقاله من رو خوندی

      پاسخ دادن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *