روز ششم، هفتم و هشتم با کتاب چگونه کمال گرا نباشیم از استفاین گایز

بخش چهارم: آزادی معمول گرایی

مهم نیست که چقدر آرام می روی، بازهم از کسانی که هیچ کار نمی کنند، جلوتری.

معمول گرایی همان آزادی است چرا که حالت طبیعی ماست. معنای اصلی معمول گرایی، دنبال کردن و انجام کارهای خوب در زندگی است. بدون آنکه  آرزو و یا انتظار حدکمال هرچیز را داشته باشیم. انجام دادن بر عالی انجام دادن، مقدم است.

یک معمول گرا به استانداردهای سطح پایین هم رضایت می دهد. پذیرفتن معمول گرایی بسیار بیشتر از طرز فکری کمال گرایانه، انسان را به حد کمال چیزی نزدیک تر می کند.

صرفا تلاش بسیار زیاد کافی نیست. بلکه زمان و استقامت است که می تواند شخصیت فوق العاده ای از ما بسازد.

مزیت معمول گرایی:

کاهش استرس و بدست آوردن نتایج بهتر

آرامش و خونسردی بیشتر

داشتن تمرکز  و کارایی بیشتر

لذت بیشتر از زندگی

نداشتن احساس شرم

اعتماد به نفس بالا

پویایی بیشتر

تصور کنید که تمام ضعف ها و اشتباهاتتان را می پذیرفتید، زندگی چگونه بود! افراد کمال گرا نمی توانند ضعف ها و اشتباهاتشان را بپذیرند اما معمول گرا ها به تمام مشکلاتشان آگاه هستند و مشکلاتشان آنها را آزار نمی دهد. آسوده خاطر هستند و نسبت به مشکلات واکنش ملایمی دارند. معمول گرایان جذابیت بیشتری دارند و افراد را به سمت خود جذب می کنند. آنها با وجود تمام ایراداتی که دارند اما از داشتن آنها احساس شرم نمی کنند. و از اعتماد به نفس بالایی برخوردارند.

وقتی معمول گرایید، محدودیت های کمتری دارید و راحت تر می توانید از زندگی معمول(ناکامل) خود لذت ببرید.

در باب دوست داشته شدن

وقتی کسی بیش از حد از خود تعریف می کند حس تنفر به انسان دست می دهد. علت این است که فکر می کنیم در حد کمال است و به نظرمان رفتارش ریاکارانه بودهخ و تهدیدی برای نفس ما محسوب می شود و به ما یادآوری می کند که خودمان در حد کمال نیستیم.

اما اگر با تواضع رفتار کنید و تظاهر به در حدکمال بودن نکنید، دوست داشتنی تر خواهید بود.

توجیه کردن افراط گونه با بی صداقتی و عدم اعتماد همراه است. در واقع به لحاظ روانشناسی، نشانگر مخفی کردن چیزی است و همچنین عامل دیگری است که باعث می شود دیگران ما را از تصویر در حد کمالی که قصد داشتیم ارائه بدهیم، بسیار عقب تر بسنجند.

اما اگر در ارتباطاتمان به افراد نشان بدهیم که تلاش برای رسیدن به حد کمال مد نظرمان است، با ارزش جلوه خواهیم کرد.

هنگامی که با کمال گرایی و به تاخیر انداختن کارها دست به گریبان شده اید، خود را به چالش« سعی ات را بکن و ببین چه می شود» دعوت کنید.

نکته:

در ارتباطات با مردم به جای بزرگ جلوه دادن خود، با بیانی طنز گاهی خودتان را کوچک جلوه دهید. بگذارید دیگران از شما تعریف کنند. سخنرانان حرفه ای برای ارتباط بهتر از این تکنیک بهره می برند.

آنها که فوق العاده بودنشان را کم اهمیت جلوه می دهند، حتی فوق العاده تر به نظر می رسند.

جبهه گیری در برابر ضعف ها و بی عیب و نقص به نظر رسیدن مردم را از شما دور می کند.

مسیر معمول گرایی

چرخه کامل یک کار موفقیت آمیز و معمول گرایانه:

افکار و ایده های معمولی

یک تصمیم معمولی

اقدام به کاری معمولی

مطابقتی معمولی

نتیجه ای معمولی اما موفقیت آمیز

طرز فکر یک معمول گرا

با طرز فکر زیر می توانیم یک معمول گرا باشیم.

  • اهمیت کمتردادن به نتایج و اهمیت بیشتر به شروع کار
  • اهمیت کمتر به مشکلات و تمرکز بر روی راه حل ها و حرکت با وجود مشکلات
  • اهمیت کمتر به نظر مردم و اهمیت بیشتر به هدف
  • اهمیت کمتر به درست انجام دادن کار و اهمیت بیشتر به صرفا انجام کار
  • اهمیت کمتر به شکست و اهمیت بیشتر به پیروزی
  • اهمیت کمتر به زمان بندی و اهمیت بیشتر به خود کار

افرادی که دچار اختلال اضطراب اجتماعی هستند، بیشتر از دیگران به ارتباطات اجتماعی اهمیت می دهند.

افراد افسرده بشتر از بقیه، به پاک کردن افکار منفی از ذهنشان، اهمیت می دهند.

هنگامی که افراد خود را از چیزی منع می کنند یا سعی می کنند ذهنشان را از شر چیزی خلاص کنند، آن چیز با استقامت و دوام بیشتری به سمتشان برمی گردد. پس راه حل این است که راه افکار منفی را باز بگذاریم اما به آنها اهمیت ندهیم.

مطالعات نشان می دهد که هرچقدر تلاش کنید افکار منفی را سرکوب کنید احتمال اینکه دچار افسردگی شوید، بیشتر است.

مک گونیکال در غریزه اراده

بخش پنجم: انتظارات غیر واقعی

وقنی انتظارات کسی به صفر می رسد، به معنای واقعی شکرگذار آنچه که دارد، می شود

 استفان هاو کینگ

احساسات با انتظارات مرتبط هستند.

کمال گرایی: احساس گناه، اضطراب، حقارت، اعتماد به نفس پایین و رنجیدگی به همراه دارد

معمول گرایی: رضایت، شادی، لذت ،آرامش و خودارزشمندی را به همراه دارد.

میزان انطباق رفتارها و نتایج بدست آمده در زندگی با اهداف شخصی، به احساسات فردی شکل می بخشند.

برای مقابله با کمال گرایی به جای اینکه احساساتتان را هدف قرار دهید و مثبت به نظر برسید، اهدافتان را تغییر دهید و سطح انتظاراتتان را پایین بیاورید.

انتظارات کلی و خاص

افراد دو نوع انتظارات دارند. کلی و خاص. بهتر است انتظارات کلی بالا و انتظارات خاص پایینی داشته باشید. انتظارات کلی سقف زندگی شما هستند. اگر خوش بین و تلاش گر هستید انتظارات کلی تان هم بالا خواهند بود. اگر انتظارات کلیتان پایین باشد هیچ تلاشی نخواهید کرد که از ان سقف بالاتر بروید. اما در برابر موقعیت های هر روزه مان بایستی انتظارات خاص پایینی داشته باشیم مثل روابط اجتماعی، کارکردن، رانندگی یا ورزش و… اگر در این مواقع هم انتظاراتتان بالا باشد، روزتان خراب می شود و کمال گرایی کار دستتان می دهد.

کسانی که با کمال گرایی، دست و پنجه نرم می کنند، انتظارات کلی، اطمینان و اعتماد به نفس پایینی دارند زیرا انتظارات خاصشان به قدری بالاست که به ندرت برآورده می شود. این مساله آنها را در چرخه معیوبی قرار می دهد و باعث می شود انتظارات کلی خود را مرتب پایین بیاورند.

اگر بتوانیم در خود اعتماد به نفسی کلی ساخته و از مرتبط ساختن با اتفاقات متفرقه، جلوگیری کنیم، همواره برنده خواهیم بود و از زندگی بیشتر لذت خواهیم برد.

کافی

کمال گرایان همیشه می گویند هیچ وقت کافی نیست اما معمول گرایان می گویند، نسبتا کافی نیست. وقتی طرز فکر نسبتا کافی نیست، دبدون توقف و در حالی که همچنان تلاش می کنی، به رضایتمندی هم دست می یابی. اما وقتی طرز فکر هرگز کافی نباشد، هرچقدر هم که تلاش کنی به آن کافی مورد نظر نمی رسی و هیچ وقت از زندگی لذت نمی بری.

بنابراین طرح برنامه ای در حدکمال را فراموش کنید و کمی توقعطتان را پایین بیاورید تا بتوانید حرکت کنید.

افراد کمال گرا همه چیز را در بهترین شرایط می خواهند، انرژی بالا، انگیزه کافی، دفتر کار مناسب، زمان مناسب ، حس خوب و… باید همه چیز عالی باشد تا آنها اقدام به انجام کاری کنند.

این طرز فکر می تواند خفه کننده باشد. چرا که این طرز فکر باعث می شود که فرد نتواند در موقعیت های غیر ایده آل قرار بگیرد و فرصت های زیادی را از دست می دهند.

بنابراین برای تغییر بایستی کمی سطح انتظاراتشان را پایین بیاورند تا بتوانند کار مورد نظرشان را انجام دهند. مثلا در مورد نوشتن، در موقعیت های مختلف فقط یک جمله بنویس، روزی ده بار هر بار فقط یک جمله بدون توجه به شرایط، مکان و زمان و حس تان فقط یک جمله/ بعد از گذشت روزها تعداد جمله ها افزایش پیدا می کند و حس خوبی ایجاد می شود. برای انجام یک کار فقط باید شروع کرد و منتظر انگیزه نماند، حس خوب، در حین کار کردن بوجود می آید.

اگر چیزی برایتان اهمیت دارد آن را معمولی تلقی کنید مثل یک عادت اگر خیلی خاص باشد شما ان را هرجایی انجام نمی دهید. اما اگر معمولی باشد شما به راحتی در هر مکانی آن کار را انجام می دهید.

معمول گرایان بر روی مسیر تمرکز می کنند و نتایج را به خود وا می گذارند.

اما کمال گرایان از میلی که برای گرفتن نتایج مثبت دارند، به عنوان انگیزه ای برای پیش رفتن در مسیر استفاده می کنند.

تمرکز بر مسیر به جای تمرکز بر نتیجه باعث می شود که بتوانیم بر موقعیت های ضعیف غلبه کنیم.

طرز فکر موقعیت گرا، باعث می شود که ذهن به اینده سوق داده شود و ناراحتی و سختی امروز را به روزهای اینده تعمیم دهد و روزهای دشوارتری را برای خودش پیش بینی کند. همین ذهنیت باعث می شود که از ادامه مسیر باز بماند. اما اگر مرتب به خود بگوییم خوب مرحله بعدی چیست و به دنبال راه حل باشیم، دیگر روی سختی و دشواری موقعیت تمرکز نمی کنیم.

در طرز فکر مسیر گرا، فرد به هرچیزی در موقعیت خودش فکر می کند. به کل مسیر پیش رو فکر نمی کند و نسبت به قبل از انجام کار و بعد از انجام آن بی تفاوت است و فقط به دنبال گام های بعدی برای رسیدن به هدف است.

از شنبه تا امروز هیچ گزارشی تهیه نکرده بودم. مرتب به میزان و حجم کتاب هایی که باید دوباره می خواندم فکر می کردم تا بتوانم خلاصه ای از آن را تهیه کنم فکر می کردم. روزهای قبل تعداد صفحات را می شمردم و فکر می کردم آنقدر زیاد است که از پسش با حجم کاری که دارم بر نمی آیم. به دنبال فرصتی بودم که هیچ کار دیگری نداشته باشم و بتوانم با خیال راحت آن کار را انجام دهم. امروز هم کارهای زیادی داشتم، روزهای دوشنبه کلاس دارم و بخشی از روزم را به تمیز کردن خانه اختصاص می دهم . اما به خودم گفتم اگر این کار را انجام ندهی، بیشتر و بیشتر می شود. شروع به کار بکن. هر بار که خسته می شدم بدون چک کردن حجم باقی مانده یک لیوان آب می نوشیدم و دوباره کار را ادامه میدادم. زمانی که کار را به اتمام رساندم اصلا باورم نمیشد. هنوز چند ساعت بیشتر از روز نگذشته بود و من به خوبی از پس کارم بر امده بودم. بدون فکر کردن به نتیجه به خودکم گفتم تا هرجایی که توانستم ان را انجام می دهم و منتشرش می کنم. بعدا فرصت دارم که ایرادات ان را برطرف کنم و بخش هایی را به آن اضافه کنم. همه کار به خوبی انجام شد.

مطالعه کتاب اگر با خلاصه برداری و تعمق باشد درس های خوبی دارد که می توانیم حتی در حین خواندن کتاب هم به آن عمل کنیم.

نوشته شده توسط لیلا علی قلی زاده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *