نامه هایی در باب خودشناسی

نامه اول

می دانی از چه جهت در باب شناختن خودت این همه تاکید دارم؟ می دانی اصلا چرا می گویم برای شناختن خودت وقت بگذار؟ این همه اصرار که در این سال ها از من شنیدی از برای چیست؟

با خودت اندیشیده ای؟  اگر اندکی تنها کمی از زمانت را به اندیشیدن در باب  این پرسش می گذراندی متوجه منظورم می شدی. من از آن جهت مصر هستم، خودت را خوب بشناسی، که تصمیم گیری های درست تر در زندگی داشته باشی. کسی که خودش را نشناسد چطور می تواند دوست مناسبی برای خودش انتخاب کند. حتی ساده تر از آن اگر در این مساله دربمانی حتی برای یک غذا خوردن ساده هم دچار مشکل می شوی. خودشناسی جنبه های گوناگونی دارد. چه از لحاظ مادی، چه معنوی که خودشان دوباره به شاخه های بیشتری تقسیم می شوند تو باید از هر حیث در از منیت خود آگاه باشی. وقتی خودت را خوب شناختی و به صفات شخصیتی و سلسله ارزش های معنوی ات توجه بیشتری داشتی، می توانی گزینه های مناسب را انتخاب کنی. تاثیری که خودشناسی در تمامی مراحل زندگیت می گذارد بر کسی پوشیده نیست. عزیز من باید بدانی که کیفیت روابط تو هم به همین خودشناسی مربوط می شود. یادم می آید چند وقت پیش مقدمات سفری برایمان پیش آمد، من از این سفر به دلیل شناختی که از خود داشتم اجتناب کردم. من نیازمند برنامه ریزی های دقیق و لحظات تنهایی زیادی بودم، می دانستم اگر در این سفر با دوستان همراه شوم. به خودم خوش نخواهد گذشت و چه بسا باعث آزار آن ها شوم. پس بی آنکه عذر و بهانه ای بیاورم صرفا به دلیل روحیات خودم از آن  سفر اجتناب کردم. اگر می گویم خودت را خوب بشناس برای این است که بدانی چه تیپ شخصیتی در تو نمود بیشتری دارد و بتواند از چنین موقعیت هایی اجتناب کنی. بتوانی برای بهبود نقاط ضعفت کاری کنی. تا خودت را نشناسی و ضعف هایت را قبول نکنی، چگونه می توانی برای بهبود آن ها کاری کنی. من نمی خواهم در اینجا به تو بگویم که چطور خودت را بشناس و چه کارهای برای شناخت خودت بایستی انجام دهی. صرفا در باب اهمیتش با تو سخن می گویم جانان من. سعی می کنم به زبانی ساده که برایت قابل فهم باشد از اهمیتش سخن بگویم. تمام انتخاب های اشتباه من صرفا به جهت نشناختن خودم بوده است و از آن زمان که قدمی در باب شناخت خود برداشتم  انتخاب های بهتری داشتم. خودشناسی چنان اهمیت دارد که در تمامی دروس دینی و مذهبی ما برای رسیدن به خداشناسی بایستی از این مرحله گذر شود. موجودیت تو جزیی از کل است. کلی که جز وجود لایتناهی حق نمی باشد. برای رسیدن به عبودیت و شناخت هر چه بیشتر او ناگزیر باید خودت را بشناسی. اگر می خواهی که در عرفان، فلسفه، مذهب، اقتصاد و جنبه های روانی کیفیت زندگی بهتری را تجربه کنی لازم است که شناختی مناسب از خودت داشته باشی. اگر به این جنبه از اهمیت خودشناسی پی بردی و خواستی در راه شناخت خودت گام برداری، من آنچه را که خود تجربه و اموخته ام به تو فرا خواهم آموخت. ولی اولین گام با توست. درک اهمیت شناخت خود اولین گام است. به این مرحله که برسی می توانیم گام به گام مراحل دیگر را با هم برویم. دیگر بیش از این سخن نمی گویم اما بدان که من همیشه در کنار تو هستم.

نوشته شده توسط لیلا علی قلی زاده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *