بازیابی حس قدرت
در روزهای آخر هفته سوم کتاب به پناهگاه امن، انتقاد، شیوه های کنار آمدن با انتقاد، احساس گناه و فرایند رشد میپردازیم.
هنر نیاز به پناهگاهی امن دارد
واقعیت این است که هنرمند دوست دارد حامیانی میان خانواده، مدرسه و دوستان خودش بیابد. حامیانی که برای او محیطی امن ایجاد کنند که بتواند آزادانه بدون هیچ ترس و واهمهای دست به کار هنری بزند؛ اما متاسفانه جامعه با هنرمند به عنوان فردی خلاق به خوبی رفتار نمیکند و غالباً او را به جایی ورای هنرش میکشاند.
برای بیشتر هنرمندان داشتن چنین حامیانی، محقق نمیشود و بیشتر شبیه یک آرزو و آرمان است. به عنوان یک هنرمند باید بیاموزیم که خودمان برای خودمان محیط امنی را ایجاد کنیم. یعنی کودک هنرمند درونمان را از شرمی که باعث آزار او و مانع ابراز هنرش میشود، در امان نگه داریم.
سؤالی که پیش می آید این است که چگونه میتوانیم از این شرم در امان باشیم؟
چگونه میتوانیم از شرم کودکی در امان باشیم؟
راهکاری که جولیا کامرون در کتاب راه هنرمند ارائه داده است عبارت است از:
- به جای درمیان گذاشتن شرمهای کودکیمان با دیگران، آن را در صفحات صبحگاهی بنویسیم.
- یا اینکه آنها را با افراد قابل اعتماد و حمایتگر درمیان بگذاریم.
اگر چیزی که در کودکی باعث شرم ما شده و هنوز هم تبعات آزار دهندهای برای ما دارد را بخواهیم با افرادی غیر قابل اعتماد، مطرح کنیم، آنها با رفتاری تند و خشن، بیشتر موجب شرم زدگی ما میشوند.
درست است که با بیان اسرار شرم اطراف هنرمان و به وسیله هنرمان، باعث رهایی از تاریکی میشویم؛ اما این رهایی همیشه مورد استقبال دیگران نیست.
ممکن است دیگران با این آشکار سازی طوری برخورد کنند که بیشتر شرم زده شویم.
اگر به اندیشههای منفی اجازه ورود بدهید، درجا میزنید
هنگامی که رفتارهای تند و خشن دیگران پیرامون اثرمان را میبینیم نباید اجازه بدهیم که این رفتارها باعث تردید و دو دلی نسبت به خودمان شوند.
به محض ورود تردید به ذهنمان، تردیدی دیگر، تردید بعدی را به دنبال دارد و به درون یک دور باطل می افتیم.
با توجه و مراقبت آگاهانه میتوانیم اندیشههای تردیدآمیز را متوقف کنیم.
هر وقت این فکر به ذهنمان خطور کرد که شاید واقعاً آن طوری که فلان منتقد میگفت باشد و من هنرمند خوبی نباشم، باید مکث کنیم و به خودمان بگوییم که تو واقعاً خوب هستی؟ تو عالی هستی و اجازه ندهیم اندیشههای منفی ما را متوقف کنند.
پادزهر شرم چیست؟
پادزهر شرم خویشتن دوستی و ستایش خود است. هر وقت با کسی روبرو شدیم که کارمان را به گونهای نقد کرد که احساس شرم به ما دست داد، بایستی، به سراغ تحسینهای قبلی برویم. همه ما فارغ از تمام بایدها و نبایدهای جامعه دوست داریم به نوعی با انجام کاری هنرمندانه خودمان را ابراز کنیم؛ اما نگرانی از اینکه کارمان خوب نباشد و مورد انتقاد قرار بگیریم، باعث میشود که نتوانیم کارمان را به دیگران نشان بدهیم.
آنچه مرا نکشد مرا قوی تر میکند. ” نیچه”
من هنوزم کتابم را به پدر و مادرم نشان ندادهام. هنوز میترسم که داستانم را دوست نداشته باشند. اولین خط داستانم به مذاق همسرم خوش نیامد و بدون آنکه ادامهاش را بخواند از من انتقاد کرد.
خانواده ونگوگ با هنر او به گونهای برخورد میکردند که او را همیشه شرم زده میکردند. از اینکه او قادر نیست پول دربیاورد و تنها نقاشی میکند و خرج خودش را به برادرش تحمیل میکند، همیشه او را شرم زده کردند. در آخر چیزی که باعث شد که ونگوگ خودش را بکشد، حدا از بیماری که از آن رنج میبرد، این شرمی بود که نسبت به تحمیل هزینههای خودش به برادرش داشت و میخواست باری بر دوش برادرش نباشد.
واقعیت این است که اگر این شرم از بین نرود هنرمند را از بین میبرد و اگر هنرمند با عشق و خویشتن دوستی آن را درمان نکند در برابرش کاملاً بی سلاح است.
کنار آمدن با انتقاد
البته برخی از نقدها سودمند هستند و باید از آنها سود جست تا کارمان را به درستی پیش ببریم. خواهرم غالباً انتقادهای سودمندی از کارم میکند. همه متنهایم را میخواند و آنجایی که به نظرش خوب نباشد به من میگوید؛ اما چطور میتوانیم انتقاد مفید را از سایر انتقادها تشخیص دهیم؟
خودمان به عنوان هنرمند بهتر از هر کس دیگری میتوانیم آن را تشخیص بدهیم. انتقاد اگر دقیق و درست باشد، نه تنها موجب ناراحتی نمیشود بلکه باعث آسایش و آرامشی درونی هم میشود. در مقابل انتقاد غیر مفید، احساس سرکوب شدن را در ما به وجود میآورد.
کلامی که روح را منور میسازد. گرانبهاتر از جواهر است ” حضرت عنایت خان”
ویژگیهای انتقادهای غیر سودمند
به هرحال بنا به گفته جولیا کامرون این انتقادها ویژگیهایی مشترکی دارند:
- محتوای آن لحنی مخرب و خجالت آور دارد.
- محتوای آن مبهم و شخصی است.
- محتوای آن عاری از دقت است.
- محتوای آن محکوم کننده است.
جولیا کامرون در کتاب راه هنرمند راههای کنار آمدن با هر گونه انتقاد را به این صورت بیان میکند:
- انتقاد را به طور کامل بشنوید بدون آنکه عصبانی بشوید. بعد آن را به طور کامل کنار بگذارید.
- برای خودتان فهرستی از مفاهیم آزاردهنده تهیه کنید.
- در مورد انتقادی که از شما شده، بنویسد که کدام مفاهیم آن سودمند است.
- هر وقت از شما انتقادی شد که باعث آزارتان شد، مقاله یا مطلبی در مورد خودتان که از شما تعریف کردهاند را بخوانید.
- همیشه این را به یاد داشته باشید که هر اثر هنری بد هرچقدر هم که بد باشد برای اینکه بتوانید گام بعدیتان را بردارید ضروری است.
- به انتقاد فکر کنید و ببینید آیا این انتقاد شما را به یاد انتقادی در گذشته میاندازد.
- برای منتقد نامهای خیالی بنویسید و از کارتان دفاع کنید.
- بی توجه به انتقاد متعهد بشوید که دوباره کار خلاقانهای انجام بدهید.
- و به یاد داشته باشید که خلاقیت و خلاق بودن تنها درمان کنار آمدن با انتقاد است.
احساس گناه
بیشتر افرادی که خلاقیتشان با مانع روبرو شده است، دارای شخصیتی قدرتمند و خلاقند. متاسفانه خانواده و جامه به گونهای با آنها برخورد کردهاند که از بروز استعدادها و تواناییهای خودشان واهمه دارند.
اولین باری که به زبان مادری ام حرف زدم، به خاطر لحن اشتباه و ادای واژه ها به صورت نادرست طوری تحقیر شدم که بعد آن هرگز هیچ کوششی برای یادگیری زبان مادری نداشتم و به خاطر شرم کودکی حتی در درس انگلیسی هم با اینکه شاگرد زرنگی بودم؛ اما سعی میکردم از مکالمه شانه خالی کنم چون نگران خنده اطرافیانم بود.
متاسفانه ما به صورت ناآگاهانه باعث ایجاد چنین شرمهایی در کودکانمان میشویم. اولین بار که کودکمان کاردستی خلاقانه اش را به ما نشان میدهد چون از فضای ذهنی او درک درستی نداریم، اولین کاری که میکنیم او را به خاط ساخت وسیلهای که هیچ شباهتی به نمونه واقعی ندارد، نکوهش میکنیم و چنان احساس گناهی را در او به وجود میآوریم که او بار دیگر، هنرش را ابراز نکند.
رشد
فرایند رشد رفتاری نامنظم است. دو قدم به جلو و یک قدم به عقب است. در واقع رشد فرایندی خطی و رو به جلو نیست. بعد از هر جهش رو به جلو، به سکون احتیاج دارد. حتی ممکن است عقب گرد هم بکند تا بتواند جهش بزرگتر و بهتری را از خود نشان بدهد. همیشه روزهایی که خیلی خوب عمل میکنم، به انتظار طوفان سکوت هستم. روز بعد بیمار میشوم یا به شدت کسل و بیحوصله هستم. قادر به انجام هیچ کاری نیستم. جولیا کامرون میگوید این فرایند طبیعی است و نیاید این سکون موجب دلسردی شما شود.
گاهی روزها نوشتن صفحات صبحگاهی سخت و حوصله سر بر میشود انگار که قرار نیست هیچ اتفاقی با این صفحات برای ما بیفتد؛ اما باید یاد بگیریم که در هنگام خستگی نوشتن صفحات صبحگاهی موحب آسایش و آرامش ما میشود.
در فرایند رشد باید کارهای زیر را انجام دهیم:
- باید یاد بگیریم که قرار نیست همیشه حرکت کنیم گاهی باید با خودمان مهربان باشیم و اجازه ایستادن و سکون بدهیم.
- به تغذیه، خواب، امکانات رفاهی خودمان اهمیت بدهیم و بعد از هرکار سخت کمی هم به خودمان آسان بگیریم و کارها را با شیوه ساده تری انجام بدهیم.
- گاهی با خودتان خلوت کنید. باید همیشه متعهدانه زمانی را به سکون و آرامش بگذرانید.
- یکی از کارهایی که در دین ما هم به آن اشاره شده است خلوت گزینی و درون نگری است. هر چند روز یک بار کمی مکث کنید و از خودتان بپرسید چه احساسی دارید و آیا این همان چیزی بوده که میخواستید؟
بعد از هر کار دشوار به خودتان پاداشی بدهید و کمی استراحت کنید.
به عنوان موجودی خلاق، وقتی خود را نازپرورده کنید زایاتر از زمانی خواهید بود که قلدری کنید. “جولیا کامرون”
سخن آخر
شاید شما هنرمندی باشید که خلاقیتتان با مانع روبرو شده باشد؛ اما یاد بگیرید اگر در مقام، مادر، پدر، دوست، خواهر، برادر یا هر مقامی هستید، هرگز رفتاری که با خودتان شده است را با هنرمند دیگری به خصوص کودکان تکرار نکنید. هرگاه دیدید که هنری در حال شکل گیری هست، با مهربانی از آن حمایت کنید تا بارور شود. مطمئناً این خوبی به خودتان باز میگردد
2 پاسخ
من بالاخره تونستم بیام سایت شما لیلا جان. عالی بود. تک تک جملات رو با دقت خوندم و بر جانم نشست مخصوصن که بخاطر ناراحتی داشتم محتواهای مزخرف وارد ذهنم می کردم اما خوندن مقاله شما خالم رو خوب کرد و در واقع یک یم زدایی حسابی انجام دادم. از این قسمت مقاله خیلی خوشم اومد😍:
کودک هنرمند درونمان را از شرمی که باعث آزار او و مانع ابراز هنرش میشود، در امان نگه داریم.
پ.ن: واقعن متاسفم بخاطر رفتار بدی که با شما شده در مورد زبان مادری. همش به این فکر می کنم که من چقدر خوب و خوش اخلاقم در این زمینه و چقدر ذوق می کنم از آموزش دادن همه چیز مخصوصن زبان
واقعا شما خیلی خوبی. من اگه مرتب فایل های صوتی زبان ترکی رو بزاری بالاخره یاد میگیرم. مرسی که به سایتم سر زدی عزیزم.