ولگردی در کوچه‌های زبان

ولگردی در کوچه‌های زبان

زبان زنده ترین و پایدارترین و غنی ترین وسیله ارتباطی است که نسل گذشته و حال را به نسل آینده ملتها در یک دوره تاریخی کامل بطور زنده پیوند می دهد.

این گفته اوشینسکی ارتباط بین زمان و نسل‌ها را به اثبات می‌رساند.

زبان زنده است و یکی از ویژگی‌های موجودات زنده، رشد و تغییر است. زبان هم دائماً در حال تغییر و رشد بوده است. در زمان خواجه حافظ شیرزای و حکیم ابوالقاسم فردوسی و سعدی، واژه دربست وجود نداشته است و اگر کسی می‌خواست اسبی یا خری را دربست در اختیار داشته باشد، بایستی به قول کوروش علیانی چنین می‌گفته: «رفیق من همی شوی که مرا زینجا به خانه بری بی صحبت رقیب و دیگر کس؟»

ویژگی خوب زبان است که در گذر زمان، واژه‌های جدیدی به آن راه پیدا کرده‌اند که می‌توانند، جای چندین جمله را بگیرند و به قول معروف کوتاه و مختصر شده‌اند. شاید در ایام گذشته که ارتباطات تا این حد وسیع نبود، شعرای و ادبای قدیم به فضای اینترنت دسترسی نداشتندو نمی‌دانستد که اقتضای زمانه اینترنتی استفاده از حداقل کلمات در متون است. لذا حال و حوصله گفتن چند بیت شعر به جای یک کلمه دربست را داشتند؛ اما امروز اگر بخواهیم چنان رفتاری کنیم راننده مسافر دیگری را سوار می‌کند و ما هنوز در پی جور کردن قافیه‌ها در خیابان سرگردانیم.

برخی از افراد سعی می‌کنند، هر طوری هست زبان مادری‌شان را پاس بدارند و آن را از گزند واژه‌های بیگانه خصوصاً عربی محفوظ بدارند. غافل از اینکه این زبان فارسی ما در طول سال‌ها چپاول و غارت ایران توسط نیروهای شرقی، غربی و شمالی، خواه ناخواه دستخوش تغییر شده است و فارسی صحبت کردن بدون استقاده از کلمه‌های عربی، انگلیسی، روسی و فرانسوی که وارد آن شده است تقریباً غیر ممکن است. این تغییرات تنها مختص زبان ما نیست و در زبان‌های دیگر نیز این اتفاق رخ داده است. زبان روسی تا قبل از قرن هجدهم چون به شکل مکتوب وجود نداشت، تقریبا از بین رفته بود؛ اما بعد آن با ورود کلمات از زبان‌های دیگر، زبان روسی شکل گرفت و کلمه چای همان چای ایران که با لذت آن را بعد از هر وعده غذایی میل می‌کنیم تا تمام مواد غذایی مفیدی که وارد بدن شده است را به قول تناول کننده‌های چای، بشوریم و ببریم، در زبان روسی هم وجود دارد و من نمی‌دانم که این چای از کشور ما به کشور آن ها راه یافته است یا از زبان آن ها به زبان ما راه پیدا کرده است که در فرصتی دیگر به این مقوله هم می‌پردازم.

و مثال‌های دیگری هم هستند که من تا جایی که این زبان را یاد گرفته‌ام می‌توانم از آن‌ها صحبت کنم. کلمه دانش اموز که به انگلیسی student  می‌شود در زبان روسی هم به همین صورت تلفظ می‌شود. یا بانک، پارک و ماشین در هر سه زبان انگلیسی، روسی و فارسی به یک شکل وجود دارد و فکر نمی‌کنم که آن‌ها درگیر این باشند که زبانشان را از این فاجعه بزرگ پاکسازی کنند؛ اما ما در فرهنگستان ادب و هنرمان زور بی خود می‌زنیم که واژه‌ها را عوض کنیم. مثلاً همین کلمه هلیکوپتر را که وارد زبانمان شد حالا چه اشکالی داشت که به همان شکل یاد بگیریم و آن را بال گرد تلفظ نکنیم انگار که استغفرالله خودمان مخترع هلیکوپتر بودیم و دلمان می‌خواهد که نام ایرانی هم روی آن بگذاریم. البته من که زبان شناس یا متخصص زبان نیستم؛ اما با همین اندک معلوماتم فکر می‌کنم که بسیاری از کارها از عبس بیهوده است و تعصب بیجا نسبت به زبان فقط باعث می‌شود که ما از کسب دانش عقب بمانیم.

نوشته شده توسط لیلا علی قلی زاده

9 دیدگاه در “ولگردی در کوچه‌های زبان

  • آبان ۲۵, ۱۴۰۱ در ۱:۱۵ ب.ظ
    Permalink

    وای لیلا. داری منو مجبور می‌کنی که نوشته‌امو راجع به رابطه من و زبان منتشر کنما. حالا تو تصور کن ترکیب زبان و سیاست پدرسوخته و حماقت چه گندی میتونه به بار بیاره.
    حالا بالگرد خوبه ها. من گردیزه رو هیچ رقمه نمی‌تونم هضم کنم.

    پاسخ دادن
    • آبان ۲۶, ۱۴۰۱ در ۵:۴۹ ق.ظ
      Permalink

      اتفاقا میخواستم درباره گردریزه هم بنویسم اما من اون کلمه اول رو هم نمیدونم چیه این یکی رو هم نمیدونم چیه واقعا گرد ریزه چی هست؟

      پاسخ دادن
      • آبان ۲۶, ۱۴۰۱ در ۸:۱۶ ق.ظ
        Permalink

        لیلا داخل سلول یه سری اندامک ها هستن که اسم یکی ا زاین اندامک ها واکوئل هست. حالا بعد از چندین سال که این اصطلاح علمی دیگه جا افتاده بین همه تصمیم کردن بکننش گردیزه. گردیزه لیلا. کاش گردریزه بود. نمی‌دونم این اسمو از کجاشون درآوردن.

        پاسخ دادن
        • آبان ۲۶, ۱۴۰۱ در ۸:۳۰ ق.ظ
          Permalink

          فهمیدم چی شد. این گردریزه شبیه ریز گرد هم هست و وقتی گفتی گرد ریزه من با اون اشتباهش گرفتم برای همین اصلا نفهمیدم این به زیست شناسی چه ربطی داره. واقعا که خیر نبین از سر بیکاری چه بلاهایی که سر کتاب های درسی نمیارن. راستی اون تقسیم سلولی هنوز به همون اسمه یا اسم جدید براش درست کردن؟

          پاسخ دادن
          • آبان ۲۹, ۱۴۰۱ در ۸:۳۶ ق.ظ
            Permalink

            والا خبر ندارم لیلا اگه هنوز قصد سیفون کشی نکرده باشن همون میتوزه.

          • آبان ۲۹, ۱۴۰۱ در ۵:۵۰ ب.ظ
            Permalink

            سیفون کشی رو خوب اومدی. من میگم اگه یک ماه بهشون حقوق ندن از سر بیکاری نمی شینن کلمه ها رو زرتکی عوض کنن. بیچاره ها میخوان حقوقشون حلال بشه گند میزنن به کتب درسی

  • آبان ۲۹, ۱۴۰۱ در ۳:۲۵ ب.ظ
    Permalink

    چه جالب بود اون چای
    تو کلمات ترکی هممن خیلی دیدم
    سوپرگه یا سوپور که رفتگر هست تو انگلیسی هم هست
    یا یوقورت که انگلیسیش هم همینه
    حالا معلوم نیست اول تو ترکی بوده بعد رفته انگلیس یا برعکس
    ولی به قول تو چه کاریه بیخودی وقت تلف کردنه.
    فرهنگمون با اسامی فارسی غنی نیمشه که با درست و خوب فکر کردنه که یه جامعه اصالت فرهنگی پیدا میکنه
    با احترام و یاد گرفتن از اندیشمندانی که بودن

    پاسخ دادن
  • آبان ۲۹, ۱۴۰۱ در ۴:۴۷ ب.ظ
    Permalink

    مقاله جالبی بود. دقیقا زمان نه تنها زبان بلکه فرهنگ‌ها را هم تغییر می‌دهد. انسان هر چه تلاش کند نمی‌تواند در مقابل این تغییرات ایستادگی کند.مخصوصا در قرن اخیر که ارتباطات کسترده‌تر شده است.

    پاسخ دادن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.