فقر واژه در نوشته نویسنده نوپا

این روزها مطالعه کتاب های گوناگون در اولویت برنامه های من وجود دارد به یک دلیل مهم:

احساس میکنم برای نوشتن به ابزار کلمه مجهز نیستم. تمکن مالی ام در این باره کم است.

اما بازهم نوشته هایم چیزی را کم دارد. نوشته هایم از دایره واژگانی محقر بهره می گیرد و این مطالعات  عایدی برایم نداشته است.

فقر واژگان در نوشته ها به خاطر عدم مطالعه نیست چه بسا که نویسنده مطالعه زیادی هم داشته باشد. این حقارت به خاطر به کار گرفته نشدن واژگان در نوشته های اوست. او مطالعه دارد اما در بهت و حیرت نیست. از کلمات به سادگی عبور میکند. این عبور، نوشته هایش را خوار و خفیف می کند.

نویسنده باید با هر واژه به گونه ای برخورد کند که گویی اولین بار است که آن را می بیند و می شنود. بعد با آن واژه دست به خلق جمله و  ترکیب جدید  کند یا با پسوندها و مترادف هایش بازی کند. اینگونه است که کلمه در دایره واژگان نویسنده نفوذ می کند. بار دیگر به وقت نوشتن به سادگی بی آنکه به مخیله خود سر سوزنی فشار وارد کند، آن را در نوشته اش به کار می گیرد.

نکته حائز اهمیت این است که میان کلمه برداری و جمله سازی و ساخت ترکیب جدید نباید فاصله ای باشد. این فاصله نویسنده فراموش کار را سست می کند.همچنین از حیرت و بهتش در برابر واژه کاسته می شود.

نوشته شده توسط لیلا علی قلی زاده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.